قبله گاه
طنز با طنز
?- واي پسر ! اين دختره دانشجو که توي کلاس ماست رو ديدين عجب هيكلي داره ! ?- من بدجوري عاشقش شدم . اگه اين خوشکله با من دوست بشه من همه ي دوست دخترهام رو کنار ميگذارم . ?- ...ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا ...شعر بگين تا بخنديم ! ?- يک سي دي توپسي گيرم اومده که خيي باحاله . جديدترين شوي جني فر لوپر و شکيراست . ?- بچه ها اين دختره رو ديدين که مانتو صورتي ميپوشه و يه عينک آفتابي هم ميزنه . وقتي هم که توي دانشگاه را ميره هيچکي رو تحويل نميگيره . بايد حالشو بگيريم ....بهش!. ?- بچه ها من ميخونم شماها دست بزنيد ... توي کوچمون دختره قد بلنده ... ?- بر و بچ جاتون خالي امروز رفتيم کافي نت يه رومي رو به گند کشيديم برخوردهاي مبتني بر شرم افراطي برخورد دستپاچه و هيجان زده برخورد خشك و محدود برخورد مبتني بر پرخاشگري برخورد راحت ار نوع روشنفكري «كافورگشت» به مناسبت سال نو برگزار ميكند: تور بزرگ سياحتي ايرانگردي... با تورهاي ما براي هميشه جاودانه شويد. بليت رفت بدون برگشت با قيمت استثنائي... ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا بعد از پرواز... صبحانه، نهار، شام در جوار ملكوتي ملكالموت. مسافرين محترم شركت خدمات هوائي «پرواز آخرت» ميتوانند اشياء زير را به عنوان بار دستي مجاناً حمل نمايند: يك دست كفن، كمي كافور و يك پلاك نسوز... در صورتي كه تابوت نسوز همراه آوردهايد برچسب مخصوص جامهدان را روي آن الصاق فرماييد. ميانبُر مسافرين محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن كارت پرواز و وصيتنامه و پوشيدن كفن به سالن پرواز مراجعه فرمايند. امروز در فرهنگستان زبان فارسي، بحث تندي در مورد جايگزيني واژهي «سقوط گاه» به جاي «فرودگاه» اتفاق افتاد. برخي از استادان عقيده داشتند سقوطگاه به محل سقوط بيشتر ميخورد تا فرودگاه و بهتر است چون در فرودگاهها ديگر فرودي انجام نميشود و هواپيماها ديگر برنميگردند، واژهي كشتارگاه يا قتلگاه يا قربانگاه به كار برده شود. يكي هم واژهي «هواپسانه» يا «هوانمانه» را پيشنهاد داد. يكي از استادان لوس و متعصب هم پيشنهاد كرد كه از واژهي افريشته گشتوراسپگاه استفاده شود. اكنون كه به حول و قوهي الهي از ديار فاني عازم ديار باقي با پرواز تبریز- خلخال هستم وصيتنامهي خود را به بليت پرواز مربوطه الصاق و از خانواده و دوستان عمرانی و آشنايان حلاليت ميطلبم. ¦انا لله و انا اليه راجعون، خدايا با نام تو آغاز ميكنيم و با نام تو سفر آخرمان را به پايان ميبريم. مسافرين محترم پرواز 777 من خلبان يكم جانسيرنژاد از طرف خودم و شركت خدمات هوايي Iran End Air و خدمه هواپيما پرواز آخر خوشي را برايتان آرزومندم. ■ از نوار مكالمات جعبه سياه يك هواپيما: ? where are you from و تو جواب بدي که ايتاليايي اما همچنان توي دستت تسبيح داشته باشي جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه! جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه! بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست! توي اسپانيا توي انگلستان توي فرانسه توي استراليا توي قفقاز توي نروژ توي آفريقا توي مکزيک توي آمريکا توي ايران خوشاندام و قشنگ باشد قيافهاش خوب باشد(اولويت با كساني كه دچار كچلي يا كممويي نيستند خيلي زشت نباشد موهاي گوش و بينياش را كوتاه كند از بچهيي كوچك نترسد ... در 72 سالگي نفس بكشد بيا تا دلهاي سوخته مان را با كرم ضد آفتاب ب ب ك مرهم بگذاريم، بيا روزهايمان را با خمير دندان داروگر 2 كه حاوي فلورايد است آغاز كنيم و عشقمان را با صداي بلند از دل دوو پخش جديد پارس پخش كنيم و اشكمان را با دستمال كاذغي نرمه پاك كنيم.بيا تا دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد سعي مي کنه کمکتون کنه تا دوست دختراي جديدي پيدا کنيد که اگه تو اين دام بيفتيد هم اون و همه دختراي اطرافتون ، همه رو از دست دادين.(بچه ها مواظب باشين قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد هشدار: تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما'' قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد! 4-روش خرکی: 5-روش مذهبی خفن: چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری. 9-روش لوس گری: یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست. 10-روش شهرستانی: مواد لازم : - يک فروند مصدوم رو به موت دستور عمل : ابتدا مصدوم مورد نظر را براي شام به منزل خود دعوت ميکنيم که در اين قسمت ميتونيم از مادر شوهر ، خواهر زن ، يا يک دوست طلبکار و..... استفاده کنيم ( لازم به ذکر اين نکته در اينجا مي باشد که برخورد ما با مصدوم بايد کاملاْ طبيعي و به دور از هر گونه دستپاچگي باشد تا بويي از ماجرا برده نشود !) در مرحله بعدي بايد براي شام مقداري لازانيا با پنير اضافي آماده کنيم که در اين مرحله بايد گردو را در زير پنير اضافي کاملاْ مخفي کنيم بطوريکه مصدوم متوجه آن نشود و محل آن را به دقت به خاطر بسپاريم و آن را به همراه لازانيا به خورد مصدوم مي دهيم .....در اين قسمت دست و پا زدن مصدوم شروع مي شود و او را چند دقيقه به همين حالت نگه مي داريم تا هواي آن کاملاْ خارج شود و سپس بنا بر سليقه امداد رسان مي شود به چند طريق عمل کرد ..... ما در اين وضعيت ميتونيم از يک جفت پا استفاده کنيم که از ارتفاع يک متري به همراه صاحب پا بر روي شکم مصدوم پريده مي شود بطوريکه که چشمانش کاملاْ از حدقه در بيايد که من اين راه را توصيه نمي کنم چون حتي اگر باعث بيرون آمدن گردو از حلق مصدوم شود ولي داراي عوارض ديگري من جمله چپ شدن چشم مصدوم ? بوجود آمدن زحم معده مزمن کليوي و باقالي و انتقال ويروس اچ آي وي و همينطور رشد يرقان در زير غدد تحت لنفاوي مي شود .....در صورت مفيد نبودن اين قسمت امداد رسان مي تواند مرحله ديگري از کمکهاي اوليه يعني استفاده از پمپ باد را آغاز کند که در اين مرحله پس از وصل کردن قسمت ابتدايي دستگاه به قسمت انتهايي مصدوم آن را روي درجه آخر روشن مي کنيم بطوريکه باد شديدي در آن قسمت بوزد که در پاره اي از نقاط همراه با بارش تگرگ و مه خواهد بود .....و منتظر ميمونيم تا باد حاصله از انتهاي مصدوم باعث در آمدن گردو از گلوي او بشود که باز هم احتمال اين امر به دليل مبارزه منفي معده بيمار و وزش باد ديگري بر خلاف باد اوليه بسيار پايين است......پس از طي اين مراحل کار ديگري از دست ما بر نمي آيد و ميتوانيم از يک قطعه پارچه سفيد که قبلاْ آن را تهيه کرده ايم استفاده کنيم و بوسيله آن روي مصدوم را بپوشانيم تا وضعيت نافرم مرحوم باعث کور شدن اشتهاي ما نشود و پس از ميل نمودن شام ميتوانيم با مرکز فوريتهاي پزشکي تماس حاصل نموده و درخواست يک فروند آمبولانس نعش کش بکنيم.......تذکر مهم اينکه از قبول کردن شام دوستان و آشناياني که احتمالاْ ميخوان سر به تنتون نباشه اکيداْ خودداري نماييد ....... 3- چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟ 4- اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟ 5- شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟ 6- ورزش کنار دریای آقایون چیست؟ 7- به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟ 8- فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟ 9- خدا بعد از خلق مرد ها چه گفت؟ 10- 2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند 11- در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟ 12- اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت 13- آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟ 14- یک وضعيت غير قابل كنترل چیست؟ 15- برای درست کردن پاپ كُرن به چند مرد نیاز است؟ 16- آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟ 17- تنها یک مرد می تواند یک ماشین ارزان قیمت 2 ميليون توماني بخرد و 18- زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟ 19- یک خانم 35 ساله به بچه دار شدن فکر می کند، یک مرد 35 ساله به چیزی فکر می کند؟ 20- شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟ 21- چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری، جفت خود را می کشند؟ 22- چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟ 23- آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟ 24- رفتن به بار مجردها چه فرقی با رفتن به سیرک دارد؟ 25- چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟ 26- شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟ 27- چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟ 28- شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟ 29- فرق یک شوهر جدید با یک هاپوي جدید در چیست؟ 30- نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟ 2-اگر يه دختر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه از خونه فرار ميکنه اما يه پسر اگر يک مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو از خونه فراري ميده! 3-يه دختر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه خودکشي ميکنه اما يه پسر اگر دو تا مشکل غير قابل حل داشته باشه اعضاي خانواده اش رو ميکشه 4-يه پسر اگر 3 تا مشکل غير قابل حل داشته يه هفته افسرده ميشه بعد با 3 تا مشکل کنار مياد و زندگيش رو ميکنه اما تا کنون دختري که 3 تا مشکل داشته باشه ديده نشده چون همشون در مرحله دو تا مشکل خودکشي ميکنند و به سه تا نميرسه مشکلاتشون!!! 5-دخترا از پسرا موهاشون کوتاهتره! 6-دخترا مي خوان سر پسرا کلاس بزارن اما در نهايت سر خودشون کلاه ميره ولي پسرا مي خوان سر هر موجود زنده اي که ميبينن کلاه بزارن و در نهايت موفق ميشن 7-اگر به يه دختر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر خوبي و عاشقت ميشه اما اگر به يه پسر بگي دوست دارم فکر ميکنه تو چقدر بي جنبه و جوات هستي دست به هر کاري ميزنه تا از شرت خلاص شه! 8-نقطه قوت پسرا چشماشونه اما نقطه قوت دخترا چشم و گوش ابرو و دماغ و دهن و .........هست. 9-دخترا با اينکه بيشتر از پسرا قوانين راهنمايي و رانندگي رو رعايت ميکنن اما خيلي بيشتر از پسرا تصادف ميکنن و در هر تصادف رد پاي يک دختر به چشم مي خوره. 10-دخترا فکر مي کنن بهترين راه براي بهترين راه براي داشتن يک رابطه خوب و مداوم صداقت و راستگويي هستش ولي پسرا مطمئن هستند بهترين راه دروغگويي و گرفتن سوتي از طرف مقابله! 11-دختر ها از درس و مدرسه بيزارند ولي پسر ها از درس و مدرسه فراري هستند! 12- پسر ها به هم حسودي نمي کنن اما دخترا به هم حسودي مي کنن. 13-اگر برادرتون دوست دختر داشته باشه شما سعي مي کنيد با اون دختر آشنا بشيد ولي اگر خواهرتون دوست پسر داشته باشه شما قسم مي خوريد! که هم پسره و هم خواهرتون رو سر به نيست کنيد. 14-دختر ها زير بار حرف زور ميرن اما پسر ها خودشون حرف زور ميزنن ۱۵- شرمنده . شماره ۱۵ خیلی ..........هست و اگه بنویسم وب فیلتر میشه ! 16-اگر يک دختر در يک جمع سوتي بده تا آخر ديگه هيچ حرفي نميزنه اما پسر ها در يک چمع فقط سوتي ميدن! 17-يک دختر اگر 24 ساعت با دوست پسرش صحبت نکنه افسرده ميشه اما يک پسر اگر 24 ساعت با دوست دخترش صحبت نکنه با اون يکي دوست دخترش صحبت ميکنه. 18-پسر ها ميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين ازش متنفرن ولي دختر ها نميدونن جنبش فمنيسم چيه واسه همين طرفدارشن! 19-يک دختر اگر با دوست پسرش به هم بزنه ديگه با هيچ پسري دوست نميشه اما يه پسر اگر با دوست دخترش به هم بزنه با 3-4 تا دختر ديگه دوست ميشه! 20-يک دختر اگر توي خيابون پسري ازش بپرسه ساعت چنده ميگه:ساعت 7.اما يه پسر اگر يه دختر ازش ساعت بپرسه ميگه :ساعت 7 و 2 دقيقه و 24 ثانيه,اينم شماره تلفن من ..... سر ساعت 9 منتظر تماستم! 21-اگر يه دختر به يه پسر نگاه کنه , پسره فکر مي کنه که خيلي خوش تيپه ولي اگر يه پسر به يه دختر نگاه کنه دختره فکر ميکنه که پسره چقدر بي چشم و رو هستش! 22-دختر ترشيده ميشه اما پسر نه!!!! 23- بعد از خوندن اين مطلب پسرا اول 2 دقيقه فکر ميکنن تا مفهوم مطلب رو بفهمند و چون بعد از دو دقيقه نمي فهمند مي زنن زير خنده و ميگن خيلي باهال بود اما دخترا بعد از خوندن اين مطلب 2 ساعت حرص مي خورن و فکر ميکنن به شخصيت دختراي ايروني توهين شده و در نهايت چون مفهوم اين مطلب رو نفهميدن به نويسنده اش ميل ميزنن و فحش ميدن!!! دعاي پسر مجرد: اللهم ارزقنا حوريا تک دانه و کم توقعا و والدينها رو به موتا و جهيزيتها کامله و کدبانوا في اامور المنزل و تسليما لخشمنا و خدمت 1. پیش از دبستان: 2. دبستان: 3. دبیرستان: پسر: تركیبی از «تو دیگه مرد شدی»، «پسرم بزرگ شده»، «آخه پسر تو كی میخوای بزرگ بشی؟»، «پسرم، میخوای در آیندهی نزدیك بزرگ بشی یا آیندهی دور؟!» افه، رو كم كنی، فوتبال، فوتبال، فوتبال، تریپ رفیقبازی و معرفت و اینا. 4. پیشدانشگاهی: 5. دانشگاه: مشاغل مورد علاقه: و اما پسر ها: يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ... يه كم كه درس خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون تموم ميشه حال ندارند برند بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون. همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مي بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خر ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگي يك دختر در حمام 9ـ موهاش رو حسابي مي چلونه? حوله رو مثل عمامه مي پيچه دور سرش. تو آيينه خودشو ورانداز ميكنه. از اينكه در اثر كشش حوله چشم و ابروش كشيده شده? احساس خوشگلي مي كنه و يه ماچ گنده واسه عكس خودش تو آيينه ميفرسته يك پسر در حمام به جای ((پراید))بگویید :ژیان تحت ویندوز به جای((توالت)) بگویید:زور خانه انفرادی به جای((خواب)) بگویید:عیش بی نوایان به جای ((دکمه)) بگویید:بستنی به جای((دماغ)) بگویید:نفس کش به جای((دیسکت)) بگویید:عشق تو جیبی به جای((سزارین)) بگویید:فنی زاده به جای((سیم خاردار)) بگویید:دیوار تابستانی سعی کنید مطابق میل خودتان باشید هر وقت خواستید به بازی هیجان بدهید و در صحنه های جدی و حتی گل کاملا ریلکس بوده و بازی را از هیجان بیندازید. قبل از شروع مسابقه پانزده دقیقه از کلیه دستندرکاران پخش سیما و خصوصا پدر و ماردتان که شما را در این امر یاری کردند تشکر کنید. پانزده دقیقه بعد را هم به معرفی کلیه بازیکنان و خاندان آنها تا هفت نسل قبل به همراه شماره قطعه قبر پدرشان اختصاص دهید. آن پانزده دقیقه آخر هم که با گزارش فوق العاده شما به همه زهر خواهد شد. آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت: خدايا ! ميشه تنها آرزوى مرا بر آورده كنى؟ ناگاه، ابرى سياه، آ سمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت: چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من؟ مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت: ای خدای کريم از تو میخواهم جادهای بين کاليفرنيا و هاوايی بسازی تا هر وفت دلم خواست در اين جاده رانندگی کنم!! از جانب خدای متعال ندا آمدکه: ای بندهی من! من ترا بخاطر وفاداریات بسياردوست میدارم و میتوانم خواهش تو را برآورده کنم اما هيچ ميدانی انجام تقاضای تو چقدر دشوار است؟هيچ ميدانی که بايد ته اقيانوس آرام را آسفالت کنم؟ هيچ ميدانی چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود؟ من همهای اينها را میتوانم انجام بدهم! اما آيا نمیتوانی آرزوی ديگری بکنی؟ بفهمانى كه زنان چرا مى گريند ؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟ صدايي از جانب باريتعالى آمد كه: ای بنده من! آن جادهای را که خواستهای، دو بانده باشد يا چهار بانده!!؟؟ آخرشه : نهایتشه آشغال كله : احمق آشغالانس : ماشین آشغالیهای جدید تهران که چراغ گردون هم دارند آمار دادن : نخ دادن - توجه کی را جلب کرن مترادفها : نخ دادن ،راه دادن آش و لاش : آسمون جل آویزون : کسی که مرتبا کنه میشود و بدون دعوت همه جا میرود اخ کردن: پول رو سریع دادن انده : نهایته اسکل: کسی که از همه دنییا بی خبر است مترادفها:اوشگول- وسکل - شاسگول اسم فعال: اسگلان تپه اسدالله خان : تریاکی خفن اصغر آرنولد اينا (اکبر-محمد... آرنولد اينا): کسی که زیبای اندام کار میکند ولی جواد است ارازل: بستگی به مکان کلمه در گفتار دارد ولی معمولا به معنی نوچهء لاتها اق زدن: حال بهم خوردن الاغ تور:الاغ ان چوچک:آدم عوضی ب باحال: خش آیند بار كردن : تیکه انداختن - فحش دادن ببند گاله رو : خفه شو ببو: انسان ساده لوح بخواب(بخواب معامله - بخواب لاحاف سرد شد): خفه شو بروبچ: بچه ها-رفقا بیریف: درست - ردیف بگوز : به کسی که حرف مفت میزند ، مثال : بگوز، بازار مسگراست : حرف مفت میزنی هیچ کس هم نمیفهمه بنیم با: برو بابا بیشین با (بیشین بینیم با) :خفه شو بابا پ پارازيت : حرف بد موقع پا دادن : قبول کردن پیشنهاد -آمار دادن پاشنه ها رو بالا بدن: لباس خود را مرتب کرن پایه ای؟ : حاضری؟ پیچ: دودره ت تابلو : واضح و مبرهن تابل: تابلو تادخ: ناجور - بد مدل تاقال:کرمو ترکمون : آدم ضایع تریپ : (تیریپ) مدل- برنامه- قیافه تگری زدن : بالا آوردن بعد از الکل یا سیگاری تو باغ نبودن : در جریان نبودن-حواس پرت بودن تو پیت نمیگوزم : کاهگل لقد نمیکنم تو نخ چیزی بودن : تو فکر چیزی بودن تو راه گوز کسی زدن : به او ضد حال زدن تو کار چیزیودن : دنبال چیزی گشتن توکار کسی بودن : وقتی یه نفر سعی میکنه مخ کسی و بزنه میگن تو کارشه تو کف چیزی بودن : تعجب از چیزی کردن تو کف کسی بودن : وقتی یه نفر از یکی دیگه خیلی خوشش میاد میگن تو کفشه ته : نهایت تیکه اندختن : متلک انداختن ث ج جواد: بی کلاس جک جواد: اسم جمع واسم فعال جواد جیگر: تیکه،دختر یا پسری که از لحاظ جنسی جذاب است. مترادفها: خش گوشت- مامان جوهر : با ارزش، ناب چ چاقال : کسی که قابل دعوا نیست چکل : داف حاجیت : اشاره به شخصی که از این کلمه استفاده میکند خ خار کردن : شرمنده کردن خز : جواد خفن : به معنی بزرگ- زیاد- مهیب د داف : دختره خشگل داف بازی : دختر بازی دافی : دوست دختر داغ شدن : عصبانی شدن در داف : دخترها در دیزی باره : وقت واسه دزدی مناسبه دمبه : کسی که خیلی تنبل است دمبل كسك : وقتی کسی وسط رقص کار ضایع بکند دمت قیژ : دمت گرم دمت (ش ،م،...)گرم : دستت(ش،م،...) درد نکنکه دم کسی را دیدن : حق حساب را دادن. دودره :(دودر) به معنای دک کردن(معنی این کلمه در متن مشخص میشود) دهن کسی کف کرد: از حرف زدن خسته شد ذ ر راس و ريس کردن: حل کردن ره ده ده : تموم شدن- به آخر رسیدن ز زاقارت : ضایع-سه زارت : (زرت) ١. زرشک ٢.به سرعت(زارتی زد تو گوشم) زارت غمسون شدن : ازبین رفتن- حالگیری شدن زپرشک : زرشک زرید : زر زد- حرف مفت زد زید: دوست دختر، دوست پسر س سریش : کنه سنم : آشنایی سوتی : ضایع سولاخ : سوراخ سه : ضایع سه سوت : سریع سیکتیر : از کلمات آذری وارد فارسی شده به معنی ''''خفه شو'''' میباشد شاخ شدن : خود را دخیل کردن یا بدون دعوت جایی رفتن شستن : حال گیری- تخلیه شصت تیر : با سرعت شکلات : کسی که فقط حرف دعوا را میزند ولی جیگر دعوا را ندارد شلیمف : تنبل شیلنگ : دراز ص ض ضایع : خراب ضد حال زدن : حال گیری کردن - به کسی که همه برنامه را خراب میکند گفته میشود ط ظ ع عمرنات : عمراً غ ف فاب : (فابریک) دوست دختر یا دوست پسری که فقط با تو باشد. (مثال: مریم فاب منه = مریم دوست دختر منه که با هیچ کس دیگه نیست) فر خوردن : ترسیدن فک زدن : حرف زیاد زدن ک کاهگل لقد نمیکنم : حرف دارم میزنم، گوش کن کرمو: کسی که کرم میرزد. کف کردن : تعجب کردن کل :(کل کل) معنی ادعای سر بودن در یک مورد خاص بین دو نفر- وقتی دو نفر شروع به تیکه انداختن به هم دیگه میشوند تا یکی کم بیاره كلفت بار كردن : فحشهای گنده بار کردن کم آوردن : جا زدن کنه : کسی که مدام شاخ می شود گوشت : جیگر گلابی : ١.کسی که تنبل است ٢. چاقال گلوش گير كرد : وقتی کسی از کسی خوشش بیاد گنده گوزي كردن : ادعای زیادی کردن گوجه زدن : تگری زدن - شاکی بودن ل لاس خشکه : لاس زدن بی نتیجه لاوترکوندن : عاشق هم بودن لب رفتن : لب گرفتن(وقتی راجع به دو نفر باشد) - م مادر فولاد زره : زشت و بد هیکل در مورد داف ماهم بله : ما هم تو جریانیم مراد:1024جواد مماس بودن : در ارتباط بودن محرض : 100%-حتما مخ زدن : مخ خوردن- عملی که پسر یا دختر برای جذب جنس مخالف(یا موافق)به طرف خود میشود ميخ شدن : خیره شدن - گير دادن ن نافرم : بد جور نون پنیز : لمپنی نیم رخ گوز فیثاغورث : استعاره از زشتی و ﻫ هندونه : اسکل-شاسکول ی یول (یول ممد) : اسکل 2-بد بخت ترين آدم دنيا:دوست پسر 3- ورزشکار ترين آدم دنيا (البته در رشته چتر بازي ): دوست دختر 4- جواد ترين آدم دنيا:بنيامين 5- با استعداد ترين بازيگر سينماي دنيا:محمدرضا گلزار 6- قشنگ ترين آدم دنيا:هر كي هست اوني نيست كه تو آينه ميبيني 8 - باحال ترين آدم دنيا: من و خواننده ی این مطلب! 9- ضايع ترين آدم دنيا:دیگه 10- آخر هرچي ترين تو دنياست:مثل اينکه کسي ديگه نمونده... بيشماري از دختر خانم ها شده . ديگه از آقايون پيشي گرفتن ، ديگه نميان بگن که بابا جون تعدادشون زياده ،ده اگه بنا به زور هم باشه به والله زورشون با اين همه داوطلب آزاد و غير آزاد بيشتر از پسراست . چرا ؟!! چون فلسفه دختر و پسر همون قضيه ضريب سه ، سه در برابر يک ، سه نفر به يه نفر ...ده آخه پسرا چه گناهي کردن ، هان چرا چيزي نميگيد . ببخشيد من يه مقدار احساساتي شدم . همين مسئله بپردازم . ازدواج . سي و شش و سه دهم درصد از پسرا يه نيم نگاهي به وصلت دارن . حالا يه پيشنهادي به دخترهاي قند عسل داشتم : آهاي خاموما حواستونو جمع کنيد و انقدر ناز نکشين ، تو اين دورو زمونه ناز ديگه خريدااااااار .ندااااااااره حالا از ما گفتن بود .ميخواي بشنو ميخواي نشنو ... حالا اگه خدا خواست و انشاالله رفتيد سره خونه زندگي 20 تا هم جا داره .رو هم رفته زياد سخت گير نباشيد ميبينيد که الان بيرون مگس پر نميزنه چه برسه به پسر .فکره دخترهاي ديگه رو هم بکنين بي خيال مقابله با مثل باشيد . بالاخره اونا هم ميخوان سروسامون بگيرن و ازدواج کنن .چه يه دونه هوو چه نوزده تا ... بحث ، بحثه حس انسان دوستانست ، بحث معرفته ...پس خانوما بزرگوار باشيد و دست به دسته هم دهيد ايرانه خود را کنيد آباد ! یک متخصص در زدن انواع اقسام گل به تیمهای درجه پیت مانند: تیم منتخب جوانان علی آباد کتول، دُرچه پیاز، سِده، زاقارتستان و دیگر تیمهای جهان و حومه. خبر مهم : طبق تفاهم نامه بين وزارت جهاد كشاورزي و سازمان تربيت بدني قرار شد از اين پس كليه زمينهاي ورزشي براي كاشت سيب زميني در اختيار كشاورزان عزيز قرار گيرد در اين تفاهم نامه قيد گرديده از علي دايي نيز به عنوان مترسك در اين اراضي استفاده شود. ابراهیم میرزا پور: دروازه بانی است که در خوردن انواع اقسام گل های چرت و پرت مهارت خاصی دارد. او شیرجه زدن در راستای افق را افت کلاس میداند. کمتر دیده شده که شیرجه افقی بزند و اکثر شیرجه های او در جا بوده و حالت n شکل دارد. وی یک سبک جدیدی را در مهار توپ اختراع کرده که مراحل آزمایشی آن را در جام جهانی به معرض نمایش گذاشت و کاملا موفق آمیز نبود. و آن مهار توپ با چشم میباشد که نیاز به تعلیم نزد مرتازان هندی دارد. این شیوه به گونه ای است، که طرف شوت میزند و شما با چشم توپ را نگاه می کند. اگر توپ به بیرون رفت شما توانسته اید آنرا مهار کنید اگر که گل شد باید روی چشمانتان کار کنید. حسین کعبی: کوچولوی ریز نقش تیم ملی فوتفال ایران. این بازیکن عمل پرسینگ را به خوبی انجام میدهد. وقتی بازیکن حریف صاحب توپ هست حسین به طرف او می دود، بازیکن حریف از ترس اینکه او را له نکند یا اینکه با ضربه مومو تیو یوبچاگی او مواجه نشود توپ را به او تقدیم میکند. این بازیکن از 90 دقیقه بازی حودود 65 دقیقه را روی هوا سیر میکند و بقه را در حال سر خوردن روی زمین است. وی مدافعی است خون یخ. همیشه یک ساعت قبل از شروع بازی او را گرم میکنند تا یخ خونش آب شود. بعضی وقتا خونسردی او هرس آدم را در میاره به طوری ملت که هرچی فحش بلدند نثارش میکنند. * كليك كردن هر دو نفر مستحب است. * بديهي ايست كه اين صيغه ، تنها تا باز بودن پنجرهء چت اعتبار دارد و با بسته شدن پنجره ، چه سهون و چه عمدن ، صيغه خود به خود فسخ مي گردد. * صيغهء مجازي محرميت ، همچون صيغهء مجازي حلاليت ، به صورت لوگو در محل مناسب قرار خواهد گرفت. * تمام احكام جاري شدن و فسخ اين دو نوع صيغه يكسان مي باشد. * چنانچه ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، اين ايكون حرام زاده بوده و احكام ايكون هاي حرمزاده در مورد آن مصداق دارد. * اگر به هر علت غير ارادي ، مثل وقوع زلزله ، تسك كردن ناگهاني سيستم ، قطع شدن كانكشن يكي از دو طرف و قس الي الهذا ، ايكوني قبل از جاري شدن صيغه ارسال گردد ، احكام ايكون هاي حرامزادهء مشبهه بر آن صادق است. * بستن پنجرهء چت به اختيار مردان مي باشد . چنانچه زني قبل از مرد اقدام به بستن آن بكند ، واجب است تا 4 روز عدهء پنچرهء بسته شده را به جا بياورد . قبل از پايان عده ، حق چت با هيچ ذكور ديگري را ندارد. * چنانچه زن متاهلي با يا بدون جاري شدن صيغهء مجازي حلاليت اقدام به چت با مردي بكند ، اين چت به منزلهء زناي محصنهء مجازي بوده و حد سنگسار مجازي بر او لازم مي گردد. * اگر مردي اقدام به چت با زني متاهل بنمايد ، با علم به متاهل بودن زن ، حتي در صورت جاري شدن صيغهءمجازي حلاليت حد تعزيري شلاق اينترنتي بر او لازم مي گردد. * زنان و مردان مشمول صيغهء مجازي حلاليت ، در صورت چت كردن بدون جاري نمودن صيغه ، در بار اول و دوم و سوم به حد تعزيري شلاق اينترني محكوم شده و در صورت تكرار در بار چهارم مصداق مفسد ( ه ) في النت بوده و اجراي حكم اعدام اينترنتي بر آنان لازم است. . .1 روزها استراحت كنيد تا شبها بتوانيد راحت بخوابيد. . 2. در نزديكي تختتان صندلي راحتي بگذاريد، تا اگر از خواب بيدار شديد، روي آن بنشينيد و استراحت كنيد. . 3. خوابيدن به نشستن، نشستن به ايستادن، ايستادن به راه رفتن الويت دارد. . 4. جايي كه مي توانيد بنشينيد چرا مي ايستيد. . 5. كار امروز را به فردا موكول كنيد و كار فردا را به پس فردا. . 6. اگر حس كار كردن به شما دست داد، كمي صبر كنيد...... . وقتي در اسانسور بسته ميشه با صداي بلند بگين :نترسين.. نگران نباشين ..لازم نيست خونواده هاتون رو خبر کنين چند لحظه ديگه در باز ميشه يه دوست خيالي تون رو جوري که انگار همراه شما هست به همه معرفي کنين و شروع کنين الکي باهاش حرف زدن رو به ديوار آسانسور در حالي که پشت تون به همه هست بايستين...اگه شما نفر اولي باشيد که سوار شدين به احتمال زياد بقيه هم همين کارو ميکنن يه دفه بگين : اي واي ..نه .. بارون گرفت... بعدش چترتون رو باز کنين از همه آدرس اي- ميلشون رو بپرسين و بعد آدرس هاشون رو مسخره کنين توي يه دستمال فين کنين سپس به بقيه نشون بدين در کيفنون رو باز کنين و انگار يکي اون تو هست يواش بگين ..هواي کافي داري؟؟؟ هر کسي که وارد ميشه باهاش دست بدين و يه سلام عليک حسابي بکنين و بگين ميتو نه شما رو جنا ب تيمسار صدا کنه هر از چند گاهي صداي گربه در بيارين به يکي از مسافر ها خيره بشين بعد يه دفعه بگين ..ا وه تو که يکي از اون هايي...بعد تا ميتونين ازش فاصله بگيرين يه عروسک خيمه شب بازي دستتون بکنين و با بقبه مسافر ها از طرف اون حرف بزنين هر طبفه که ميرسين ..صداي دينگ در بيارين..بعد به يکي از مسافر ها بگين نوبت تو هست ...خدا بيامرزتت يه صندلي (تا شو) با خودتون بيارين يه دوربين با خودتون بيارين و از بقيه مسافر ها عکس بگيرين البته اگه ديدين همون پايين تحويلتون دادن به بيمارستان از ما به دل نگيرين
امروز روز اولي است كه من دانشجو شده ام. شماره ي كلاس را از روي برد پيدا كردم.
توي كلاس هيچ كس نبود، فقط يك پسر نشسته بود. وقتي پرسيدم «كلاس ادبيات اينجاست؟» خنديد
و گفت:بله، اما تشكيل نمي شه(!)و دوباره در مقابل تعجبم گفت كه يكي دو هفته ي اول كه كلاس ها
تشكيل نمي شود و خنديد.
با اينكه از خنديدنش لجم گرفت، اما فكر كنم او از من خوشش آمده باشد؛ چون پرسيد كه ترم يكي
هستيد يا نه. گمانم مي خواست سر صحبت را باز كند و بيايد خواستگاري؛ اما شرط اول من براي
ازدواج اين است كه شوهرم زياد نخندد!
***
دو هفته بعد، سه شنبه:امروز دوباره به دانشگاه رفتم. همان پسر را ديدم از دور به من سلام كرد،
من هم جوابش را ندادم. شايد دوباره مي خواست از من خواستگاري كند. وارد كلاس كه شدم
استاد گفت:"دو هفته از كلاس ها گذشته، شما تا حالا كجا بوديد؟" يكي از پسرهاي كلاس گفت:
«لابد ايشان خواب بودن.» من هم اخم كردم. اگر از من خواستگاري كند، هيچ وقت جوابش را
نمي دهم چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زياد طعنه نزند!
***
چهارشنبه:
امروز صبح قبل از اينكه به دانشگاه بروم از اصغر آقا بقال سر كوچه كيك و سانديس گرفتم
او هم از من پرسيد كه دانشگاه چه طور است؟ اما من زياد جوابش را ندادم. به نظرم مي خواست
از من خواستگاري كند، اما رويش نشد. اگر چه خواستگاري هم مي كرد، من قبول نمي كردم؛
آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه تحصيلات شوهرم اندازه ي خودم باشد!
***
جمعه:
امروز من خانه تنها بودم. تلفن چند بار زنگ زد. گوشي را كه برداشتم، پسري گفت:
خانم ميشه مزاحمتون بشم؟ من هم كه فهميدم منظورش چيست اول از سن و درس
و كارش پرسيدم و بعد گفتم كه قصد ازدواج دارم، اما نمي دانم چي شد يخ كرد و گفت
نه و تلفن را قطع كرد. گمانم باورش نمي شد كه قصد ازدواج داشته باشم. شرط اول
من براي ازدواج اين است كه شوهرم خجالتي نباشد!
***
سه هفته بعد شنبه:
امروز سرم درد مي كرد دانشگاه نرفتم. اصغر آقا بقال هم تمام مدت جلوي مغازه اش
نشسته بود، گمانم منتظر من بود. از پنجره ديدمش. اين دفعه كه به مغازه اش بروم
مي گويم كه قصد ازدواج ندارم تا جوان بيچاره از بلاتكليفي دربيايد، چون شرط اول من
براي ازدواج اين است كه شوهرم گير نباشد!
***
سه شنبه:
امروز دوباره همان پسره زنگ زد؛ گفت كه حالا نبايد به فكر ازدواج باشم. گفت
كه مي خواهد با من دوست شود. من هم گفتم تا وقتي كه او نخواهد ازدواج كند
ديگر جواب تلفنش را نمي دهم، بعد هم گوشي را گذاشتم. فكر كنم داشت امتحانم
ميكرد، ولي شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم به من اعتماد داشته باشد!
***
چهارشنبه:
امروز يكي از پسرهاي سال بالايي كه ديرش شده بود به من تنه زد؛ بعد هم عذرخواهي كرد،
من هم بخشيدمش. به نظرم ميخواست از من خواستگاري كند، چون فهميد من چه همسر
مهربان و با گذشتي برايش ميشوم؛ اما من قبول نميكنم. شرط اول من براي ازدواج اين است
كه شوهرم حواسش جمع باشد و به كسي تنه نزند!
***
جمعه:
امروز تمام مدت خوابيده بودم؛ حتي به تلفن هم جواب ندادم، آخر بايد سرحرفم بايستم.
گفته بودم كه تا قصد ازدواج نداشته باشد جواي تلفنش را نمي دهم. شرط اول من براي
ازدواج اين است كه شوهرم مسئوليت پذير باشد!
***
دوشنبه:
امروز از اصغرآقا بقال 2 تا كيك و سانديس گرفتم. وقتي گفتم دو تا، بلند پرسيد چند تا؟
من هم گفتم دو تا. اخم هايش كه تو هم رفت فهميد كه غيرتي است. حالا مطمئنم
كه او نمي تواند شوهر من باشد. چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم
غيرتي نباشد، چون اين كارها قديمي شده!
***
پنچ شنبه:
امروز دوباره همان پسره تلفن زد و گفت قصد ازدواج ندارد، من هم تلفن را قطع كردم. با او هم ازدواج نمي كنم؛ چون شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم هي مرا امتحان نكند!
***
دوشنبه:
امروز روز بدي بود. همان پسر سال بالايي شيريني ازدواجش را پخش كرد. خيلي ناراحت شدم گريه هم كردم ولي حتي اگر به پايم هم بيفتد ديگر با او ازدواج نمي كنم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم وفادار باشد!
***
شنبه:
امروز يك پسر بچه توي مغازه ي اصغرآقا بقال بود. اول خيال كردم خواهرزاده اش است، اما بچه هه هي بابا بابا مي گفت. دوزاريم افتاد كه اصغرآقا زن و بچه دارد. خوب شد با او ازدواج نكردم. آخر شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم زن ديگري نداشته باشد!
***
يكشنبه:
امروز همان پسري كه روز اول ديدمش اومد طرفم. مي دانستم كه دير يا زود از من خواستگاري مي كند. كمي كه من و من كرد، خواست كه از طرف او از دوستم "ساناز" خواستگاري كنم و اجازه بگيرم كه كمي با او حرف بزند. من هم قبول نكردم. شرط اول من براي ازدواج اين است كه شوهرم چشم پاك باشد!
***
ترم آخر :
امروز هيچ كس از من خواستگاري نكرد. من مي دانم مي ترشم و آخر سر هم مجبور مي شم زن اكبرآقا مكانيك بشوم 
10-ديشب جاتون خالي.مامانم اينا نبودن يه غذاي توپ!!! درست كردم.
فقط يه كم زيادي رو گاز موند كه اونم مهم نيست.نميدونيد ته ديگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!
يا به عبارتي رفتار بچه مثبت وارانه!! در اينگونه برخوردها طرفين كمي تا قسمتي عاقلند، فهم دارند، شعور دارند و الكي قوه خيال خود را به كار نمي برند. از پدر و مادرشان اصول محرم و نامحرم را ياد گرفته اند. راحت! مثل آدم زندگي شان را مي كنند. سلام عليكشان را دارند، سر وقت هم پدر و مادرشان برايشان آستين بالا مي زنند كه تا دم در نياوده اند سر و سامان بگيرند! و در كل آدمهاي خوشحالي هستند
آدم هاي دختر و پسر نديده فول فابريك، بعضا دچار اين نوع برخورد مي شوند. سرخ و سفيد مي شوند و عرق ميريزند. ضربان قلبشان بالا ميرود و احتمالا شاهد بعضي علائم فيزيولوژيكي... (گلاب به رو، دبگر بقيه اش را نمي گويم) مي شوند
همين جا لازم است اشاره اي به مساله ماخوذ به حيا بودن بشود. از قديم نديم ها گفته اند كه حيا خوب است ولي خجالتي بودن نه! يهني چه؟ يعني اينكه فرد باحيا با اراده خودش كاري را انجام نمي دهد و در حالت خونسردي، آرامش و هوشياري است؛ ولي آدم خجالتي، بدبخت ننه مرده، اگر بخواهد هم توانايي انجام آن كار را ندارد
فكر نكنيد خيلي خوب... پس خوب است كه بچه مان خجالتي باشدها! نه اصلا! چون گاهي شاهد رفتارهاي متناقض از افراد فوق العاده خجالتي بوده ايم. يعني طرف موقع حرف زدن يك دقيقه نمي تواند به چشمانت نگاه كند ولي با صد نفر تلفني، دوستي خارج از محدوده دارد
به علت عدم شناخت از نحوه قضاوت ديگران، باعث بوجود آمدن برخورد هيجان زده مي شود. يعني چه مي شود؟! الان مي گويم... يعني دخترك يا پسرك طرف مقابلش را كه مي بيند يوهويي گمان مي كند كه ايشان يك دل نه صد دل عاسخ! او شده است كه فلان لبخند را زده يا فلان كلمه را استفاده كرده است. هم اينها زير سر نداشتن شناخت صحيح از جنس مخالف ست
نتيجه اخلاقي: آقاجان؛ نوجوانان و جوانان بايد مورد محبت قرار بگيرند تا اينطوري تشنه محبت نباشند كه وقتي كسي گفت دوستت دارم سر از پا نشناخته همچين اختيار دل از كف بدهد
بعضي ها از آن طرف پشت بام افتاده اند. يعني در مقابل جنس مخالف، آنقدر كج خلقي و اخم و خشانت! به خرج مي دهند كه نگو و نپرس. همچين رفتار مي كنند كه انگار دشمن خوني خود را ديده اند. اين خودش باعث ايجاد عكس العمل سرد از اطرافيان مي شود و فرد خشن و خيلي قشنگ، با خودش فكر مي كند كه اين عمل! آنان است نه عكس العمل و باعث جيرينگ شكستن قلب يخ بسته و لطمه ديدن روح گل سرخي اش مي شود
اين افراد محبت صادقانه و عارفانه و بي شائبه و غيره و ذالكانه خود را به شكل پرتاب سنگ و پاشيدن اسيد و داد و فرياد و نيش و كنايه به طرف مقابلشان نشان مي دهند. اينها كساني هستند كه به پختگي اجتماعي در رفتار خود نرسيده اند. كلا يك چيزيشان مي شود كه اين رفتار ازشان ساطع مي شود؛ وگرنه آدم سالم كه اين جوري نيست
اين افراد غالبا وقتي در مقابل جنس مخالف قرار مي گيرند، با نگاه ممتد به طرف مقابل، حرفهاي بي سر و ته، گاه شوخيهاي بي مورد و البته با اين شعار كه او هم يك انسان است، مي خواهد بگويند كه هيچ احساس خاصي نسبت به طرف مقابل ندارند. ولي خدا مي داند كه داخلشان چه خبر است. اين جماعت سعي مي كنند به هر نحو ممكنه با عادي جلوه دادن رفتار خود، به جنس مخالف (كه صد البته يك انسان است!) هر روز بيشتر از ديروز نزديك شده و روابط حسنه اي را با او برقرار سازند و بعد از آن ديگر چه شود
- اين كفن چيه پوشيدي برادر؟
- ميخوام برم لبنان تو جنبش استشهاديون شركت كنم.
- خدا خيرت بده ولي نميخواد اين همه راه بري. الان زنگ ميزنم آژانس يه بليت هواپيماي پرواز داخلي برات رزرو ميكنم.
دماي فعلي در خارج هواپيما 15 درجه هست و ما پيشاپيش كولرها را روشن كرده تا دما به چند درجه سانتيگراد زير صفر برسد و از فريز شدن خود قبل از مرگ لذت ببريد.
در صورت بروز هر گونه اتفاق ناگهاني و نقص در پرواز مسافرين محترم ميتوانند از دو در عقب و دو در جلو و از ارتفاع بالا خودشان را با ملاج به پايين بيندازند. در بالاي سر شما ماسكهايي حاوي گاز كشنده سيانور تعبيه شده كه در صورت سالم ماندن هواپيما پس از سقوط ميتوانيد از آنها استفاده نماييد. در صندلي جلو شما راهنمايي شامل دعاي شب اول قبر و انواع ادعيه تعبيه شده است. لطفاً صندلي را به حالت كاملاً افقي درآورده و اشهد آخرتان را بخوانيد.
- از پرواز 777 به برج مراقبت... با سلام، رمز امروزمون چيه؟
- يا جرجيس!
- يا جرجيس!؟؟ جرجيس هم شد پيغمبر؟ يا حسيني چيزي...
- تموم شد كاپيتان. همهي رمزامون و اسامي ائمه و پيامبران و فرشتگان رو تو سقوطاي قبلي مصرف كرديم فقط يه ياجرجيس مونده و ياعزرائيل، هر كدومو طالبي مصرف كن.
- بسيار خوب خداحافظ.... ياااااااااااااااااااااجرجييييييييييييس....
بوووووووووووووم...!
اگر که شما فروشنده ماشين باشي و در آن واحد خواننده
اگر که پشت سر خانومت با مادرت غيبت کني
اگر که به کنسرت بري ولي هيچوقت خواننده را نبيني و همرا ه با نوشيدني توي کريدور بايستي و دختر ها رو ديد بزني
اگر که هيچوقت حلقه عروسيت رو به دست نداشته باشي
اگر روزي 5 بسته سيگار بکشي اما به همه بگي که سيگار نمي کشي
اگر که نوشيدني مورد علاقه تو ودکا باشه
اگر که حدود 35 سال سن داشته باشي اما روي سرت مو نباشه
اگر که هميشه برنامه تلويزيون هاي ايراني رو تماشا بکني اما هميشه از برنامه بد اونها گله داشته باشي
اگر که از کسي تقاضاي ازدواج کني و اونها بخوان بدونن که تو از خودت خونه داري
اگر همسرت رو طلاق دادي اما همچنان اجازه نمي دي که اون با کسي ديگه قرار بذاره
اکر که در ايران مخ پزشکي هستي اما در اينجا در چلو کبابي کار مي کني
اگر که 3 تا پيجر و 2 تا مبايل حمل مي کني ولي هيچ وقت کسي بهت زنگ نمي زنه
اگر که ادعا مي کني که پدرت بهترين دوست شاه بوده
اگر که خونه نداري و هنوز بي کاري اما بي .ام. و مي روني
اگر که مجبوري بيشتر از يکبار در روز اصلاح کني
اگر که در ايران يک قهرمان 4 ستاره بودي اما حالا در واشينگتون دي سي راننده تاکسي هستي
اگر که ازت سوال کنن :
اگر که اسپاگتي با ماست داشته باشي اما با قاشق به جون ته ديگ بيفتي
اگر که توي توالت آفتابه داشته باشي و اگر نه يه بطري پلاستيکي کارش و به خوبي انجام مي ده
اگر که دوستاتو براي شام دعوت کني و پيتزا سفارش بدي ولي هنوز يه مقدار برنج اضافي دم کني
اگر که باور کني که هيچکس بهتر از ما نمي تونه کباب درست کنه
اگر که سگ داشته باشي اما اجازه ندي که داخل خونه بياد
مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن!
دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن! اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه!
خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه! دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه!
دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن! اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره! اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه!
جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه! دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره! باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه!
معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه!
قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست! دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاده بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن!
کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه! ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه!
حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه!
فقط پول موضوع رو حل مي کنه! پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن! عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره و ...
جذاب باشد
اراي موقعيت شغلي باشد
شنونده خوبي باشد
شوخ و بذلهگو باشد
قامت برازنده داشته باشد
خوشلباس باشد
قدرشناس باشد
در ذهنش انديشههاي حيرتانگيز و شگفتآور وجود داشته باشد
عاشق خوبي باشد و اهل خيالپردازي باشد
ليست بازنويسي شده در 32 سالگي
در ماشين را براي خانم باز كند و صندلي را براي خانم از پشت ميز بيرون بكشد
به قدر كافي براي خوردن يك شام گران قيمت در خارج از منزل پول داشته باشد
بيش از آنچه حرف ميزند، گوش كند
به لطيفههاي خانم بخندد
براحتي بتواند ساكهاي سنگين حاوي مواد خوراكي را حمل كند
حداقل يك كراوات داشته باشد
در قبال خوردن يك غذاي خوب خانگي تشكر كند
تاريخ تولد و سالروز ازدواج را به خاطر داشته باشد
حداقل يك بار در هفته حرفهاي عاشقانه بزند
ليست بازنويسي شده در 42 سالگي
قبل از آمدن من، با ماشين به راه نيفتد
يك كار ثابت داشته باشد و بتواند حداقل يك بار در سال خرج شام بيرون از خانه را بپردازد
وقتي من حرف ميزنم بتواند سرش را تكان بدهد
لطيفههاي كهنه و قديمي را به خاطر داشته باشد
به قدر كافي توانايي داشته باشد تا بتواند در جابهجاكردن مبلمان كمك كند
پيراهني بپوشد كه برآمدگي شكمش را بپوشاند
شيشه آبليمويي را كه نوار اطمينان درش باز شده، تشخيص بدهد و آن را نخرد
به خاطر داشته باشد كه درب محافظ توالت فرنگي را قبل از خروج سر جايش بگذارد
آخر هر هفته صورتش را اصلاح كند
... در 52 سالگي
در اماكن عمومي آروغ نزند و خرخر نكند
خيلي زياد پول قرض نگيرد
وقتي من ابراز محبت ميكنم به خواب نرود
لطيفههاي تكراري را هفتهيي چندبار نگويد
ظاهرش به قدري مناسب باشد كه گاهي آخر هفتهها بشود با او به پيكنيك رفت والبته حال و حوصله بيرون رفتن را داشته باشد
كمتر جوراب لنگه به لنگه بپوشد و لباسهاي زيرش را زود زود عوض كند
در برابر خوردن يك شام حاضري تشكر كند
اسم و آدرسش را به خاطر داشته باشد
چند هفته يك بار در تعطيلات آخر هفته اصلاح كند
... در 62 سالگي
به خاطر داشته باشد حمام خانه كجاست
براي منظم و با قاعده بودن او، نياز به خرج كردن پول زيادي نباشد
فقط هنگام خواب به آرامي خرخر كند
به خاطر داشته باشد كه چرا ميخندد
آنقدر توانايي داشته باشد كه بدون كمك قادر به ايستادن باشد
معمولاص بتواند بعضي از لباسهايش را بدون كمك ديگران بپوشد
غذاهاي سبك را دوست داشته باشد
به ياد بياورد كه دندانهاي مصنوعياش را كجا گذاشته است
به خاطر داشته باشد كه چه وقت آخر هفته است
كنترل... خودش را از دست نداده باشد
آموزش ايستادگي ايستادن در صف شير وگوشت ايستادن در صف سينما و استخر
پر شدن اوقات فراغت تعطيلات شست وشوي خانه ولباس تعطيلات رفتن به ديزن و اسكي
شهرت باد آورده نوشتن داستان پرنده در قفس نوشتن كتاب شعر و رمان
حفظ عضلات صورت اتهام به پر حرفي حتي براي 10 دقيقه صحبت تلفني بي محاسبه زمان
امنيت كامل درحسرت رفتن به پارك سر كوچه رفتن به سفرهاي هفتگي
سعي مي کنه ديدن شما لطمه اي به بقيه کاراش نزنه تا اونجايي که ممکنه به خاطر شما به دليل غيبت سر کلاساش يه درسش حذف بشه
اگه باهاش شوخي هاي بد بد و خودموني کنين همچين ضايعتون مي کنه اما دو دقيقه بعد خودش يه شوخي بدتر مي کنه و شما رو دچار سردرگمي مي کنه و گيجتون مي کنه
قشنگ ترين حرفي که ممکنه به شما بزنه اينه '' مگه خودت خوار و مادر نداري؟
يه چيزي رو واسه شما خريده و بدون اينکه بهتون بگه اونو نشونتون مي ده و نظرتونو مي پرسه اگه خوشتون بياد مگه واسه بابام خريدم اما خوب ماله تو
تو فرهنگ لغت اين دختر يادگاري وجود نداره . اما شما مي تونيد اين کلمه رو به اين فرهنگ غني اضافه کنيد و در اصل اين يه فرصت طلايي واسه شماست
سعي مي کنه با کارايي که مي کنه صداي شما رو دربياره و اگه اين قدر احمق باشيد که اعتراض کنيد با چشماني معصوم پر از اشک (که يه برق شيطوني توشه) و لباي آويزون با گردني کج ازتون مي خواد که اونو همين طور که هست قبول کنيد
در جمع دوستان شما رو ''عزيزم'' خطاب مي کنه و مثل يه مامان مواظب شماست که نکنه يه وقت يه چيزي بخواين اما تو خلوت خودتون به شما مي گه ''اوي خره
هيچ وقت حتي اگه در حال مردن هم باشه سراغتونو از کس ديگه نمي گيره مگر اينکه کاري جدا از دوستيتون با شما داشته باشه که در اون صورت حتي اگه زير سنگي که زير پاي يه فيل هستش قايم شده باشين مياد فيل رو فراري ميده و سنگ رو بر مي داره و بيرونت مياره و گوشت رو مي کشه
اگه يه وقت مسئله اي پيش بياد اصلا اين زحمت رو به خودش نمي ده که خودشو قاطي کنه يا واسه شما حرص بخوره يا از شما دفاع کنه اما تو خلوت خودش روزي چهار تا ديازپام مي خوره
اگه يه وقتي از دست شما ناراحت بشه به روتون نمياره و جوري رفتار مي کنه که انگار نه انگار.اما واي به حالتون اگه يه روزي اين آتشفشان فروان کنه. (انا لله و انا عليه راجعون
هر وقت بهش احتياج داشته باشي کمکت مي کنه فجيع همه جوره .چون ديگه در اين مورد نمي تونه جلوي خودشو بگيره. (بابا ناسلامتي عاشقه ها
يکسري جملات و کلمات جدي به شما مي گويد ، مثلاً ''اي کاش يکي پيدا مي شد من عاشقش بشم''. اگه باهوش باشين مي فهميد اين موقع بايد چي کار کنيد
اگه امکانش را داشته باشه به شما زنگ مي زنه که با شما صحبت کنه و واسه اين کارش هزار تا بهونه و دليل محکم پيدا مي کنه
توي صورتت خيره مي شه اما يهو ميگه چرا ابروهاتو ور مي داري؟ خيلي ضايع تابلوه! يا چرا موهات رو اين قدر کوتاه کردي؟
وقتي با هم با دوستانتون هستيد ، شاد و شنگول هستش ، مي خنده و سعي مي کنه تو را هم بخندونه و شاد کنه. اما اگه تو يه مکان خلوت باشيد اگه از ديوار صدا در اومد از اونم صدا مي شنويد
اگرامکانش باشه تا سر کلاس يا دم در خونه تو را تعقيب مي کنه بدون اينکه متوجه بشين
اگه با هم هستين، احساس راحتي ميکني و دلت مي خواد بپري يه ماچ گنده و آبدار از لپاش بگيري. (اوووي چايي نخورده زود پسرخاله مي شي ها
خيلي راحت دست تو رو ميگيره و راحتم ول مي کنه اما سعي نکن دست اون به زور تو دستات نگه داري که فکر مي کنه داره زندونيه تو مي شه و تو حکم يه زندون بان رو واسش پيدا مي کني
برات نامه ميده يا ايميل مي فرسته و از کاراي ضايع که انجام داده يه داستان طنز برات مي نويسه تا تورو بخندونه. تمام اين کارا رو به اين دليل انجام مي ده که خودشو بهتر به تو بشناسونه
اگر ازش بخواي که يک جايي برويد که او معمولاً نمي ره ، يا ارش بخواي کاري انجام بده که معمولاً انجام نمي ده سرتون حسابي منت مي زاره اما تو دلش با دمش گردو مي شکنه. ( تو جون بخواه کيه که بده
هيچ وقت و هرگز (تاکيد مي کنم) از کسي راجع به علاقه شما نسبت به خودش نمي پرسه
هيچ وقت و بازم هرگز دو ساعت آسمون ريسمون نبافين که ازش بپرسين شما رو دوست داره يا نه؟ يا دوستاتونو بفرستين جلو.هرگز. بهتر اين کارو تو يه جاي خلوت و بدون هيچ مقدمه اي ازش بپرسين البته ممکنه سک سکش بگيره.اما اگه همچين چيزي باشه فوراً و با پرويي تمام مي گه که عاشق شما شده خيلي خفن. البته اين کارم بهتره بعد از چند ماه يا حتي يک سال بعد از آشنايتون انجام بدين.البته بازم اگه خودتون اونو دوست دارين
و در آخر ، يک مرتبه حس مي کني که تازگي ها خيلي به شما بي محلي مي کنه و سعي مي کنه ازتون دوري کنه ولي شما دلت بيشتر براش تنگ مي شه.در اين صورت حتماً جفتتون تو دام هم افتاديد. مبارکه. شيريني ما يادتون نره

زن، هميشه قوانين را وضع نموده و تصويب كند
قوانين ممكن است بدون اطلاع قبلي تغيير كند
امكان ندارد مردي تمام قوانين را بداند
چنانچه زن شك ببرد كه مرد تمام يا برخي از قوانين را ميداند، ميتواند بلافاصله قوانين را تغيير دهد
زن هرگز اشتباه نميكند
چنانچه به نظر آيد كه زن در اشتباه است، علت آن است كه مرد حرفي بيجا و اشتباه بر زبان آورده يا كاري اشتباه كرده كه باعث سوء تفاهمي آشكار و در نتيجه، اشتباه زن شده است
چنانچه مورد بالا اتفاق افتاد، مرد بايد بلافاصله معذرت بخواهد، چرا كه او باعث سوء تفاهم شده است
زن ميتواند هر زمان كه اراده كند، تصميم خود را عوض كند
مرد هرگز نبايد بدون رضايت صريح زن، تصميم خود را عوض كند
زن حق دارد در هر زمان عصباني يا مشوش باشد
مرد بايد در تمامي اوقات آرام باشد، مگر اينكه زن از او بخواهد عصباني شود
زن ممكن است از مرد بخواهد كه عصباني باشد يا عصباني نباشد، اما تحت هيچ شرايطي نبايد او را از نيت خود آگاه سازد
مرد مكلف است، در تمامي اوقات ذهن زن را بخواند
در تمامي اوقات و در هر زمان و مكان آنچه مهم است اين است كه منظور زن چه بود، نه اينكه چه گفت.
چنانچه مرد هر زمان که تصور ميکند درست ميگويد کافي است به بند 5 مراجعه نمايد
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین.پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.
2- روش یاهو مسنجری:
این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خبلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.
نکته:خواهر التماس دعا
6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!
7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟
8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست.یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.
به امید موفقیت..........
- لازانيا با پنير اضافه به مقدار لازم
- يک عدد گردو با پوست
- يک جفت پا (ترجيحاْ شماره 43)
- يک دستگاه پمپ باد
- يک تخته پارچه سفيد در ابعاد مصدوم
- يک فقره تلفن 
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند
2- چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بي خيال فقط می خندند
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد، مردها همان جا قرار دارند
خانم، چرا که آقا راه را گم می کند
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکم هایشان را تو می دهند
با استعداد
نرخ اوراق بهادار رشد می کند
من می تونم کارمو بهتر از این انجام بدم
1- فکري ندارند 2- کاری ندارند
توریست
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد
144 مرد در یک اتاق
3 تا، یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد
''کثیف'' و '' کثیف اما قابل پوشیدن''
یک سیستم صوتی 4 ميليون توماني بر روی آن نصب کند
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند ''تو خیلی نازی عزیزم''
به قرار گذاشتن با بچه ها
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند
به جای یک بطری 2 بطری مشروب بخرد
در سیرک كسي صحبت نمی کند
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند
او را مبادله می کنیم
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند
هر دو خیلی سخت به کار می افتند، در هنگام کار سر و صداي زياد ايجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند
بعد از یک سال هاپو هنوز هم از دیدن شما به هیجان می آید
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند


دختر و پسر: در این مقطع دختر و پسر فرقی ندارند و بچّه باید سالم باشد. درچنین مقطعی، نوزاد و پس از آن كودك، با اساسیترین و حیاتیترین پرسشهای زندگیاش آشنا میشود؛ پرسشهایی مانند «بگو مامان» ، «آهان! گفتی بابا درسته عزیزم؟!»، «تو واسه چی اوّل گفتی بابا گل من؟!!“ و كم كم پرسشهایی مثل «بگو ببینم، مامانو چند تا دوست داری؟»، «بابا رو چی؟ عمّه رو؟! خاله، عمو... دایی... و... ؟!»، «بزرگ شدی میخوای چی كاره بشی؟» (حالا بگذریم كه این بچّه تمام سعیاش را بكار بگیرد، حداكثر شش سال و نیم تمام دارد و چه میداند اصلا ً بزرگ شدی یعنی تقریبا چقدر شدی؟!)
علایق: ... (عذر میخواهم مزاحم میشوم ولی اگر شما یادتان هست در ششماهگی به چه چیزی علاقه داشتید ما را هم خبر كنید!)
مشاغل مورد علاقه: ؟!
دختر و پسر: در این حالت هم دختر و پسر فرقی ندارد و مهم این است كه بچّه... ببخشید كودك با مدرسه ارتباط برقرار كند. در این مقطع كودك با پرسشهایی نظیر «مدرسه رو دوست داری؟ چند تا؟»، «خانم معلّم رو چی؟» ، «چند تا بیست گرفتی؟»، «چرا بیست گرفتی؟»، «چرا چند تا بیست گرفتی؟!!» و... مواجه است.
علایق: مامان و بابا، خانم معلّم، مدرسه، درس، ریاضی( ؟! ).
مشاغل مورد علاقه: خلبانی، پزشكی (یك همچین چیزهایی).
دختر: در چنین مقطعی، دخترها تبدیل میشوند به یك جور «من دیگه بزرگ شدهام مكرّر. تركیبی از عكس، پوستر، كامپیوتر، دكّهی روزنامهفروشی، و «یه كمی هم درس بخون». پرسشهای مهمی كه با آن مواجه میشوند عبارتست از: «تو چرا اُفت تحصیلی پیدا كردی؟!»، «تو چرا تازگیها این قدر جلوی آیینهای؟!»، «گوشی تلفن كو؟!!»
علایق: آشنایی با انواع و اقسام دوستان، دلتنگی برای انواع و اقسام دوستان(!)، انواع چت روم، CD، گوشی تلفن، موسیقی و...
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، نوازندگی و حالا شاید پزشكی!
علایق: رفیق، فوتبال، منچستر، یوونتوس، بایرن (البته از سایر تیمهای از قلم افتاده معذرت!)، ایضا ً موارد بالا.
مشاغل مورد علاقه: بازیگری، خوانندگی، شغل نان و آبدار... همان شغل نان و آبدار.
دختر و پسر فرقی ندارند، اغلب در این مقطع هر دو گروه شكل اضطراب میشوند. یك چیزی در مایههای «گنجشكِ نگران ِ آینده و در عین حال عصبی!» همچنین در دو حالت عزیزان حال خود را درك نمیكنند: یكی زمانی كه درسها زیاد است، وقت هم كه كم است، پس دوستان حال عصب دارند؛ دیگر زمانی كه درگیرند، چون درسها را مطالعه نمودهاند ولی میترسند فراموششان شود! تركیبی از كتاب، جزوه، تست، كنكور، زندگی، درس، درس = همهی بقیهی زندگی و مانند اینها.
علایق: یادگیری روشهای تست زدن در سه سوت دو سوت و نیم و كمتر، دانشگاه و اینا...
مشاغل مورد علاقه:
دختر: پزشكی، مهندسی، «هر چی قبول بشم»، «وای خدا نكنه قبول نشم!»
پسر: مبارزه با سربازی!، مهندسی، پزشكی و...
دختر و پسر: تركیبی از جزوه، «عطر گلهای بهاری»، «عشقمون كاشكی همین جوری بمونه!» و... پرسشهای متداول: «عشق یعنی چه؟!!»، «كلاس تشكیل نمیشه؟»، «عشق یا ثروت، مسئله كدام است؟»، « (با نازخوانده شود لطفا) فعلا میخوام درسمو ادامه بدم (آره دیگه؟!)»
علایق:
دختر: بوفهی دانشكده، ردیف جلوی كلاس، دو در نمودن كلاس و...
پسر: علایق : ایضا ً بوفه ، ردیف آخر كلاس ، ایضا ً دو دَر نمودن كلاس...
دختر: شغل پر درآمد، شغل HIGH CLASS و...
پسر: شغل مناسب و پر درآمد... شغل مناسب... شغل

ساعت ? بعد از ظهر
1ـ لباساشو رو درمياره? رنگ روشن ها رو تو يك سبد و تيره ها رو تو يكي ديگه ميگذاره
2ـ در حموم رو از تو قفل ميكنه? جلوي آيينه مي ايسته? شكمش رو كه تمام مدت داده بود تو? ميده بيرون و شروع ميكنه به غر غر و ايراد گرفتن از نقطه نقطه بدنش
3ـ در كمد رو باز ميكنه انواع شامپو و صابون معطر مخصوص پوست صورت?مو? بدن? كف پا و ... رو بيرون مياره و مي چينه رو لبه وان
4ـ موهاش رو با شامپوي نارگيلي تقويت كننده? پرپشت كننده? براق كننده و...ميشوره و هفده دقيقه ماساژ ميده
5ـ يكبار ديگه با همون شامپو موهاشو ميشوره
6ـ نرم كننده معطر پرتقالي رو به موهاش ميماله تا ?? ميشماره
7ـ سي و پنج دقيقه زير دوش مي مونه.خوب آخه بايد خيالش راحت بشه كه تمام مواد شيميايي از موهاش پاك شده. وگرنه بعد از حموم موها وز ميكنه
8ـ ؟؟؟
10ـ خوشحاليش زياد دوام نمياره. چون يه جوش سرسياه بي اجازه نوك دماغش سبز شده
11ـ تمام نقاط بدنش رو معاينه ميكنه و با ناخن و موچين ميره به جنگ جوشها و موهاي زائد بي تربيت
12ـ حوله ش رو مي پوشه و ميره به اتاقش.تمام بدنش رو با لوسيون چرب ميكنه
13- چهل بار لباس مي پوشه و در مياره تا انتخاب كنه
14ـ 90 دقيقه پشت ميز توالت مي شينه و آرايش ميكنه
1ـ همون طور كه رو تخت نشسته ? لباساشو ميكنه. هر كدوم رو پرت ميكنه يه گوشه اتاق
2ـ نيم وجب حوله رو ميگيره دور باسنش و ميره به سمت حموم
3ـ مي ايسته جلوي آيينه. شكمش رو ميده تو. بازو ميگيره. فيگور چپ? فيگور راست? نيم ساعت قربون صدقه خودش ميره? (اين قدوبالا رو ببين چه كرده .لاي لاي لالاي لاي)مامان 4ونش هم از تو آشپزخونه تاييد ميكنه
4ـ زير بغلش رو بو ميكنه و رنگ چهره ش بر ميگرده. سبز? آبي? بنفش
5ـ در كمد شامپو ها رو باز نميكنه چون اصلا توش چيزي نداره
6ـ با قالب صابون سبزش زير بغلهاشو كف مالي ميكنه. يه عالمه مو مي چسبه به صابون
7ـ با همون صابون صورت و مو و بدنش رو هم ميشوره
8ـ نرم كننده مو؟؟؟ برو بابا
9ـ دو دقيقه بعد دوباره ميزنه زير خنده? آخه اين دفعه بوش رسيده به دماغش
10ـ ؟؟
11ـ از زير دوش مياد بيرون و يكهو مي بينه يادش رفته بوده در حموم رو ببنده. و همه فرش و كف خونه خيس شده.( بيخيال...مامان خشك ميكنه
12ـ حوله فسقليش رو مي پيچه دور باسنش و همون طور خيس خيس ميره تو اتاق
13ـ حوله خيس رو پرت ميكنه رو تخت و ? دقيقه اي لباس مي پوشه
ساعت5 بعد از ظهر

ديدم به خواب حافط توی صف اتوبوس
گفتم : سلام حافظ ، گفتا : عليک جانم
گفتم : کجا روی ؟ گفت : والله خود ندانم
گفتم : بگير فالي گفتا : نمانده حالي
گفتم : چگونه ای ؟ گفت : در بند بي خيالي
گفتم : که تازه تازه شعر و غزل چه داری ؟
گفتا : که مي سرايم شعر سپيد باری
گفتم : ز دولت عشق ، گفتا : کودتا شد
گفتم : رقيب ، گفتا : کله پا شد
گفتم : کجاست ليلي ؟ مشغول دلربايي؟
گفتا : شده ستاره در فيلم سينمايي
گفتم : بگو ، زخالش ، آن خال آتش افروز ؟
گفتا : عمل نموده ، ديروز يا پريروز
گفتم : بگو ، ز مويش گفتا که مش نموده
گفتم : بگو ، ز يارش گفتا ولش نموده
گفتم : چرا ؟ چگونه ؟ عاقل شده است مجنون ؟
گفتا : شديد گشته معتاد گرد و افيون
گفتم : کجاست جمشيد ؟ جام جهان نمايش ؟
گفتا : خريده قسطي تلويزيون به جايش
گفتم : بگو ، ز ساقي حالا شده چه کاره ؟
گفتا : شدست منشي در دفتر اداره
گفتم : بگو ، ز زاهد آن رهنمای منزل
گفتا : که دست خود را بردار از سر دل
گفتم : ز ساربان گو با کاروان غم ها
گفتا : آژانس دارد با تور دور دنيا
گفتم : بگو ، ز محمل يا از کجاوه يادی
گفتا : پژو ، دوو ، بنز يا گلف نوک مدادی
گفتم : که قاصدک کو آن باد صبح شرقي
گفتا : که جای خود را داده به فاکس برقي
گفتم : بيا ز هدهد جوييم راه چاره
گفتا : به جای هدهد ديش است و ماهواره
گفتم : سلام ما را باد صبا کجا برد ؟
گفتا : به پست داده ، آورد يا نياورد ؟
گفتم : بگو ، ز مشک آهوی دشت زنگي
گفتا : که ادکلن شد در شيشه های رنگي
گفتم : سراغ داری ميخانه ای حسابي ؟
گفتا : آنچه بود ار دم گشته چلوکبابي
گفتم : بيا دوتايي لب تر کنيم پنهان
گفتا : نمي هراسي از چوب پاسبانان ؟
گفتم : شراب نابي تو دست و پا نداری ؟
گفتا : که جاش دارم و افور با نگاری
گفتم : بلند بوده موی تو آن زمان ها
گفتا : به حبس بودم از ته زدند آن ها
گفتم : شما و زندان ؟ حافظ ما رو گرفتي ؟
گفتا : نديده بودم هالو به اين خرفتي !
زدن انواع تپق . سلفه . عطسه . گرفتن بینی . و گلاب به روتون ......... برای نشان دادن حرفه ایی بودن شدیدا توصیه میشود.
تمنا میکنم اگر به چنین شرایطی برای گزارشگری دست پیدا کردید از هر گونه نزدیک شدن به سازمان صدا و سیما و اماکن عمومی اکیدا خودداری کنید.
مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت:
اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم! ميشود بمن
ح
خبر ده ده : خبری نیست
ش
عمرن(عمرا) : به هیچ وجه
گ 
2- قشنگ ترين آدم دنيا:هر كي هست اوني نيست كه تو آينه ميبيني
7- پيرترين آدم دنيا:علي دايي 
از طرفي هم کارشناسان به همين راحتي ميان قضاوت ميکنن که :دخترها در دانشگاه و بخشهاي
آهــــــــاي ايهاالناااااااس ، مسئوليــــن کجاييد که سر پسرارو دارن به همين راحتي ميبرن .
بگذريم ، چرا گفتم که اين مسئله موجبات نگراني دختر خانم ها رو فراهم کرده ، الان ميخوام به
هم اکنون ، چيزي که فکر جوانان اين مرز و بوم رو به خودش مشغول کرده امر ازدواجه ، آره بابا جون
باز هم طبق آماره بدست آمده شصت و سه و هفت دهم درصد پسرا ميلي به ازدواج ندارند .و فقط
۱- زياد سخت گير نباشيد ، آقاتونو اذيت نکنيد
۲- چاي سرد براش نيارين !
۳- پولاشو بيخودي هيف و ميل نکنين !!
۴- وقتي ميرين بيرون براي خريد ، پرتقالو درشت بخرين !!!
۵- نخود ، لوبيا ، لپه مپه اينجور چيزارو قشنگ سوا کنين !!!!
۶- صبحا با خشونت بيدارش نکنين ، قشنگ با لطافت با ملايمت با ظرافت ...
خلاصه اينا رو گفتم که حواستون باشه
چون طبق ماده 451 قانون مدني :
هر فردي ( آقا ) تا 16 زن را آن هم از نوع دختر ميتواند به همسري خود در بياورد ، اگه تبصره بزنيم تا 
در زدن انواع دریبل های عجیب غریب مهارت خاصی دارد. وی هنگامی که پا به توپ میشود یکی از پاهایش به آن یکی می گوید: تو یکی دیگه گوه خوری نکن. و اینجاست که با هم درگیر شده و گلاویز میشوند و علی دایی ناکام میماند. .
علی دایی به مردم شریف ایران قول داه که تا در جام جهانی گل نزند از فوتبال خداحافظی نمی کند. مردم ایران دست به دعا شدند شاید فرجی شود معجزه ای رخ دهد و او در جام جهانی سال 2007 گل بزند.
هنگامی که او ضربه دروازه را میزند برای اینکه توپ به بازیکن خودی برسد، باید همه در نیمه خودی زمین باشند تا توپ به آنا برسد.
نقش او و خطاهای او در تیم ملی خصوصا مقابل پرتقال مانند نقش بازیکن اسبق تیم ملی آقای استاد اسدی است با این تفاوت که استاد اسدی فقط تو کار قلم بود یعنی فقط قلم پارو داغون میکرد که ورﮊن جدیدش یعنی کعبی رو تمام نقاط بدن کار میکند.
یحیا گل محمدی:
در بازی ایران مکزیک مشاهده کردید که یکی از بازیکنای مکزیکی خودش را کشت تا توپ را صاحب شود ولی یحیا با کمال خونسردی با کمترین تحرک، با یک حرکت کوچک گردن توپ را به کرنر زد.
* اين نوع صيغه فقط مختص زنان بيوه مي باشد.زنان بيوه مجاز به باز كردن همزمان دو پنجرهء چت يا بيشتر از آن نيستند.
* دختران و زنان متاهل فقط مي توانند از صيغهء مجازي محرميت استفاده كنند و حق استفاده از صيغهء مجازي حلاليت را ندارند ( چت در حد سلام و احوالپرسي و با درصد اروتيك كمتر) .
* مردان متاهل حق باز كردن بيش از چهار و مردان مجرد پنج پنجرهء توامان چت را ندارند.
* فرستادن هر نوع ايكون بعد از جاري شدن صيغه حلال مي باشد. 

وقتي از آسانسور پياده ميشين دگمه همه طبقات رو بزنين...مخصوصا اگه يه عده هنوز تو آسانسور هستن 


