قبله گاه
طنز با طنز
.غضنفر ميره دستشوئي زنونه ميگيرنش ميگن : مگه کوري نميبيني زنونست؟ ميگه : من چکار کنم اينجا نوشته: زنا، نه! اونطرف هم نوشته: مردا، نه .معلم: بگو ببينم... اگه توي خيابون يه نفر يه خري رو گرفته و مي زنه، و من برم جلو و از اين کارش ممانعت کنم، به اين کار چي مي گن؟ .به يه غضنفر ميگن چه وقت نه راه پس داري نه راه پيش؟؟؟؟ميگه وقتي که روي اره نشسته ام 5.به غضنفر ميگن لپ لپ مي خري؟ .از يک معتاد ميپرسن چطور شد که معتاد شدي؟ ميگه با بچه ها قرار گزاشتيم روزهاي تعطيل تفريحي بکشيم يه هويي خورديم به عيدنوروز ..يک شب تلوزيون فيلم سينمايي گذاشته بوده، تو فيلم مرده به زنش ميگه: شب بخير لورا. يهو تو لرستان ملت همه تلوزيون رو خاموش ميکنند، ميرن ميخوابن اگه بابه دلتون نبود حداقل یه لبخند بزنید که دلم خوش شه زيبا مي کند کسره بکار مي رود . مثال براي فتحه : نکته : به غير از اول شخص مفرد ؛ حروف " خوا " به " خ " تبديل مي شود . مثال : 8- در برخي از افعال حرف " ي " به " اوي " تبديل مي شود . مثال : تبصره : در لهجه هاي Super Esf اصولآ " د " به " ز " تبديل مي شود. مثال : 12- " ي " در آخر کلمات حذف مي شود . مثال : ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟ پس اينو بخونيد: * سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردميسوزد. پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي ميكنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه ميبرند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر ميكنند كه اينها ديگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را ميگيرند. غافل از اينكه پسرها... سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين بادکنک بچه ها رو بترکونين مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين ورقهاي جزوه ء ۳۰۰ صفحه اي دوستتون كه ازش گرفتين زيراكس كنين رو قاطي پاتي بذارين ، يه بر هم بزنين ، بعد بهش پس بدين فرانسه : 8 ساعت کار ، 6 ساعت استراحت ، 2 ساعت قدم زدن در خيابان ، 4 ساعت کتاب خواندن ، 2 ساعت حرف زدن عليه تلويزيون ، 2 ساعت خنديدن ايتاليا : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 4 ساعت غذا خوردن ، 6 ساعت حرف زدن ، 2 ساعت خيابان گردی آلمان : 8 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 2 ساعت اضافه کار ، 2 ساعت تماشای مسابقات تلويزِيونی ، 2 ساعت مطالعه ، 2 ساعت فکر کردن به خودکشی کوبا : 8 ساعت کار ، 8 ساعت تفريح ، 4 ساعت خواب ، 4 ساعت گوش کردن به سخنرانی کاسترو عربستان سعودی : 8 ساعت تفريح همراه با کار ، 6 ساعت تفريح همراه با خريد در خيابان ، 10 ساعت خواب مصر : 4 ساعت کار ، 8 ساعت خواب ، 8 ساعت کشيدن قليان ، 2 ساعت گوش کردن به ام کلثوم ، 2 ساعت حرف زدن در مورد گذشته هندوستان : 8 ساعت جستجوی کار ، 6 ساعت خواب ، 6 ساعت تماشای فيلم ، 2 ساعت جستجو برای محل خواب ، 2 ساعت برای رد شدن از خيابان پاکستان : 4 ساعت کار غير مجاز ، 8 ساعت خواب در حين کودتا ، 8 ساعت اعتراض عليه کودتا ، 4 ساعت فرا ر از دست پليس ايران : 8 ساعت خواب ، 8 ساعت استراحت ، 2 ساعت حرکت در ترافيک ، 1 ساعت کار ،3 ساعت بحث در مورد گذران اوقات فراغت ، 2 ساعت بحث در مورد فلسفه و سياست منشی با همسر خود تماس میگیرد ومی گوید برای یک هفته باید با رئیس اداره به سفر خارجی بروم. همسر منشی با معشوقه پنهانی خود تماس می گیرد : همسرم برای یک هفته به مسافرت میرود و ما می توانیم یک هفته را در کنار هم باشیم. منشی با پسر بچه که او معلم خصوصی اش بود تماس میگیرد و به او می گوید یک هفته کار دارد و نمی تواند برود ... پسر بچه با پدر بزرگ خود تماس می گیرد و می گوید معلم من برای یک هفته گرفتار است و ما می توانیم این هفته را باهم بگذرانیم. پدر بزرگ و یا همان رئیس اول با منشی اش تماس می گیرد که این هفته را باید با نوه ام بگذرانم و ما نمیتوانیم به مسافرت برویم. منشی به همسرش زنگ می زند که برای رئیسم مشکلی پیش آمده و مسافرت لغو شد. مرد با معشوقه خود تماس می گیرد :ما نمیتوانیم این هفته با هم باشیم. مسافرت همسرم کنسل شد. منشی با پسر بچه تماس می گیرد که این هفته مثل گذشته کلاسمان را ادامه میدهیم. پسر با پدر بزرگش: معلمم این هفته کلاس را ادامه میدهد. ببخشید و ما نمی تونیم باهم باشیم و پدربزرگ (همان رئیس) مجددا با منشی تماس می گیرد گه دوباره برای سفر برنامه ریزی کنید ٢-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید ٣-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه ۴-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو قایم نمیکنید ۵-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب کمتر است ۶- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه ٧-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید ٨-هفته ای دو بار شکست عشقی نمیخورید! ٩-لازم نیست از 18 سالگی موهای سرتون رو رنگ کنید چون موهای جوگندمی خیلی هم به شما میآد ١٠- فقط شما میتونید برید استادیوم ۱۱- خودتون پنچری ماشینتونو میگیرید ۱۲-لازم نیست با قرار دادن انواع جکهای هیدرولیک و غیر هیدرولیک در پاشنه کفش قدتون رو افزایش بدید ۱۳- میتونید تمام روز بادوستانتون برید کوه و وقتی برمیگردید خونه برای خانمتون تعریف کنید که چه روز پرکاری داشتید ۱۴- موقع خواستگاری به هیچ وجه نگران بر هم خوردن تعادل سینی چای نیستید ۱۵- از دیدن کله پاچه دچار تشنج نمیشید ۱۶- هیچ کس از اینکه دست پخت افتضاحی دارید به شما ایراد نمیگیره ۱۷- فقط شمایید که لذت تماشا کردن فوتبال یوونتوس- بارسلونا را با گزارش عادل فردوسی پور درک میکنید ۱۸- فقط شمایید که میتونید لذت تکچرخ زدن با CG رو تجربه کنید (البته خطر ناکه نکنید این کار رو) ۱۹- میتونید با خط ریشتون بیش از 12000 اثر هنری خلق کنید ۲۰- به طلا و جواهرات دیگران در حالی که دارید از حسادت منفجر میشید نگاه نمیکنید ۲۱- تو عروسی ها لازم نیست چند تن زنجیر از خودتون آویزون کنید که تازه دیگران ازتون بپرسند بدلییییییه ؟ ۲۲- سر سفره عقد لازم نیست برید گل بچینید و گلاب بیارید و نون بگیرید و اینا... ۲۳- در حالی که خواهرتون باید بمونه خونه و آشپزی یاد بگیره شما میرید بیرون و گل کوچیک بازی میکنید ۲۴- لازم نیست آدرس تمام مزون ها، پاساژها ،بوتیک ها و مراکز لاغری شهرتون رو حفظ باشید ۲۵- اگه تو خیابون تویوتا کمری جلوی پاتون نگه نداشت به راحتی سوار یه پیکان میشید ۲۶- لازم نیست همیشه جای جورابهای همسرتون رو حفظ باشید ۲۷- فقط شما میتونید سه ساعت تمام برنامه نود رو با دوستاتون تفسیر کنید ۲۸- لازم نیست روزی چهار بار مثل آمپول ب کمپلکس سریالهای بی سر و ته وطنی رو تماشا کنید ۲۹- لازم نیست سالی یه بار زاویه دماغتون رو نسبت به افق تغییر بدید ۳۰- میتونید حتی تا محل کارتون رو هم با دوچرخه طی کنید و کسی اونجوری به شما نگاه نکنه ۳۱- میتونید راحت رو صندلی های جلوی اتوبوس بشینید و در عقب دود نخورید(البته این اتوبوس های BRTاین قضیه رو خرابش کرد) ۳۲- میتونید با شلوارک و رکابی راحت تا سر کوچه برید ۳۳- خیالتون راحته که هرگز یک خواهر شوهر (و ایضا جاری) که مدام رو اعصابتون رزم آیش برقرار کنه ندارید ۳۴- لباسهاتون ظرف 48 ساعت دلتون رو نمیزنه ۳۵- در زیر گرمای نابود کننده تابستون خیلی راحت با یه آستین کوتاه میایید بیرون ۳۶- نیازی ندارید هر روز که از خواب پا میشید تا ساعت 6 بعدازظهر رو جلوی آیینه با خودتون ور برید ۳۷- نیازی نیست سه چهارم عمرتون رو توی کلاسهای آشپزی ،خیاطی، گلدوزی، آموزش فال شیرموز و تقویت اعتماد به نفس در 3/0 ثانیه بگذرانید ۳۸- نیازی نیست داخل کیفتون به تعداد رنگهای یک LCD لنز چشم داشته باشید(رنگهای LCD معمولا بالای 16 میلیون میباشد) ۳۹- اگه به انواع فنون حرکات موزون آشنا نبودید هیچ اشکالی نداره ۴۰- فقط شما میفهمید که یک 206 اسپرت خفن چقدر زیباست ۴۱- بدون اینکه کسی بهتون چیزی بگه میتونید ساعتها پلی استیشن بازی کنید ۴۲- با دیدن سوسک و موش و امثالهم اجدادتون از گور در نمیایند و جلوتون رژه نمیروند ۴۳- فرق CD رو با بشقاب میوه خوری متوجه میشید ۴۴- با یک سرماخوردگی سه ماه در CCU بیمارستان بستری نخواهید شد ۴۵- میتونید یه جوک بامزه تعریف کنید بدون اینکه خودتون قبل از همه دو ساعت تمام بهش بخندید ۴۶- روی در هیچ مغازه ای ننوشته اند که از پذیرفتن آقایانی که شئونات اسلامی را رعایت نکنند معذوریم(بس که محجوب هستند آخه) ۴۷- داشتن ریش پروفسوری از ویژگی های بسیار ممتاز است که مخصوص ما آقایان میباشد ۴۸- فقط شما میتونید کت و شلوار بپوشید و کروات بزنید و کلی خوشتیپ بشید ۴۹- بیش از 60 درصد رشته های مهندسی رو شما به خودتون اختصاص دادید(دیگه از این با کلاس تر؟) ۵۰- و در نهایت اینکه میتونید تو خیابون از هر کس که دلتون خواست بپرسید ساعت چنده؟! (این یکی دیگه ته ویژگی بود)
شاگرد: آقا اجازه، حس برادري!
ميگه : آره ! ميگن حالا جايزه هم توش داره؟
ميگه فکر نمي کنم ،من لپ لپ رو واسه کيفيتش مي خرم !!!
درِ باغ ---> دري باغ
گل قشنگ ---> گلي قشنگ
آدم خوب ---> آدمي خُب
2- " د " ما قبل ساکن تبديل به " ت " ميشود . مثال :
پرايد ---> پرايت
آرد ---> آرت
3- " و " ساکن آخر کلمه به " ب " قلب مي شود . مثال :
گاو ---> گاب
4- اصولآ در هر کجا که کسره قشنگ باشد فتحه بکار مي رود و در هر کجا که فتحه کلمه را
اَز ---> اِز
قفَس ---> قفِس
اَزَش ---> اِزِش
بِزَن ---> بِزِن
مثال براي کسره:
اِمروز ---> اَمروز
حِيفِ ---> حَيفِس
5- صداء " ا " جايگاهي نداشته و به " او " تبديل مي شود . مثال :
شما ---> شوما
کجا ---> کوجا
خوبه ---> خُبِس
چادر ---> چادور ---> چادِر
6- حرف " و " در قالب حرف ربطي به " آ " تبديل مي شود . مثال :
من و تو و حسن ---> منا تو آ حسن
اصولآ خود " آ " به عنوان يک حرف ربط به کار مي رود . مثال :
من هسَم , آ بابامم هسَن .
در ضمن حرف " آ " به معني " به علاوه ( + ) " هم به کار ميرود. مثال :
3+4+5 ---> 3+4 آ 5
7- حرف " ه " در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده است . مثال :
بچه ها ---> بِچا
گربه ها ---> گُربا
مي جهد ---> مي جِد
" ه " در آخر کلمات فعل به " د " ساکن بدل ميشود . مثال:
بِره ---> بِردِ
بشه ---> بِشِد
" ه " به " ي " تبديل ميشود. مثال :
بهتر ---> بيتَرِس
گربه ---> گربيِه
" ه " به " و " بدل مي شود . مثال :
مي آئيم ---> ما وَم مي يَيم
" ه " به " ش " تبديل ميشود . مثال :
بهش مي گم ---> بِشِش مي گم
مي خواي ---> مي خَي
مي گي ---> مي گوي
9- حرف اول کلمه " ب " يا " ن " باشد و حرف سوم " ي " باشد ، يک "ي " بعد از " ب " يا " ن " اضافه مي شود . مثال :
بگير ---> بيگير
بشين ---> بيشين
بريز ---> بيريز
ببين ---> بيبين
10- حرف " س " در آخر لغات . مثال :
چه خبر ؟؟ ---> چه خبِرِس ؟
بسه ---> بسِس
11- نکته جالب ديگر در مورد کلمه " پس " است که اغلب " س " آن حذف مي شود . مثال :
کجايين پس ؟ ---> کوجاين پَ ؟
پس تو کجايي ؟ ---> پَ تو کوجاي ؟
" و " ما قبل " ي " به " ف " تبديل مي شود . مثال :
ديوار ---> ديفال
گنبد ---> گنبِز
چيز هاي زيادي هست ---> چيزا زياديِس
بچه هاي اون محله ---> بِچا اون محله
آدماي اين دوره زمونه ---> آدِما اين دوره زِمونه
13- د + فعل + د . مثال :
دِ بيا دِ
دِ برو دِ
دِ جَل باش دِ
چند اصطلاح اصفهاني
1- آيا عالم به معناي معلوم نيست ---> آيا عالم بياد يعني معلوم نيست بياد
2- " آيدي داره " به معناي جالب ---> آيدي دارده ايشون دارن به ما اينا را مي گن
3- جَخ به معناي " تازه " ---> من جَخ رسيدم (( که در بعضي موارد با هم بکار مي رود ---> من جَخ تازه رسيدم ))
4- کلمه سيزده که "سينزَ " تلفظ مي شود و نوزده که "نونزَ " و دوازده که "دوازَ" خوانده مي شود .
5- فعل زيباي اِسِدم که مي شود گفت کلمه " گرفتم " را داغون کرده و ضرف آن به شرح زير است :
اِسِدم - اِسِدي - اِسِد -اِسِديم - اِسِديد - اِسِدند
6- فعل بِگم از جمله فعلهايي است که کسره حرف اول آن به " و " بدل شده و از استثنائاست . مثال :
بِگو ---> بوگو
بِگم ---> بوگَم
7- " جل باش " به معناي " عجله کن " که (ع) و (ه) اول و آخر کلمه از بين رفته است .
8- در اکثر موارد " ژ " به " ج " تبديل مي شود . مثال :
ماساژ ---> ماساج
پاساژ ---> پاساج
9- در بعضي مواقع صورت کلي کلمه و حروف دگرگون مي شود . مثال :
جوجه ---> چوري
کلاغ ---> غِلاغ
دُكان(مغازه) ---> دوکون
10- اصطلاح " درا پيش کن " به جاي " در را ببند "
اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر .
حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را ميفرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.
* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي ميگذرد ميآيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول ميكنند. پليس به طرف او ميآيد و چند روز بعد به پسرك ميگويد ما اصلا شما را نديده بوديم.
* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا ميشوند نه كك اين ميگزه نه اون.
* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستهاند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).
* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها ميسوزه و براي آنها سوپ مياره.
حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!






