تبليغاتX

FreeCod Fall Hafez

قبله گاه

قبله گاه

طنز با طنز

برزن : ريشه تاريخي کلمه زن ، بر + زن ، زن برتر ، زن برتر از مرد ، هر زني

راهزن : راننده اي که مونث باشد (مثال : راهزن کاميون ، راهزن اتوبوس ، راهزن وانت ، راهزن تاکسي ، راهزن موتور ؛ راهزن الاغ)

ظنين : در متون تاريخي به صورت زنين آمده است ، جمع مکسر زن ، زنها

زنجان : سرور ، همان زن اس به شيوه صميمانه ، چيزي که همه مردها مجبورند بگويند

نازنين : مرد ، نا+زن+اين(اين يارو که زن نيست)، يک نوعفحش رکيک ، عبارتي براي تحقير جنس دوم

مرزنگوش : کاربرد خاصي ندارد اما با توجه به ريشه تاريخي آن (مرد + زن + گوش) نتايج زير برداشت مي شود : 1. مردي که به حرف زنش گوش مي کند.

2. زني که گوش مردش را مي کشد.

3. مردي که گوش زنش گوشواره مي کند.

4. ...

زنگوله : مرد خرفت ، هر مردي ، يکي از کساني که زنها به راحتي گولشان مي زنند.

زنبيل : نيروي امنيتي اجتماعات زنانه ، زني که با بيل دفاع مي کند ، گاهي در معاني زن کشاورز نيز آمده است

همزن : بدبخت ، مردي که همزمان چند زن دارد

کف زن : زن کار درست ، خانمي که همه را در کف مي گذارد.

زنبور : ترجمه تحت الفظي لغات در زبان انگليسي

زندان : (به فتح ز)محل اجتماعات بانوان ، رديف اول کلاس

زندان انفرادي الکترونيک : پشت ميز کامپوتر حاوي ياهو مسنجر

نوشته شده در 88/04/21ساعت 3:50 بعد از ظهر توسط فرشاد| |
يه روز مسوول فروش، منشي دفتر، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه: ?اول من، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم?... پوووف! منشي ناپديد ميشه...
بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: ?حالا من، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم?... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه...
بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: ?من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن?!
نتيجه اخلاقي: اينکه هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه!
نوشته شده در 88/04/21ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
اول سؤال بخون بعد اگه ندونستی جوابو بخون

 

ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيليها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا از افتادن شلوارش جلوگيري كند

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي‌گذارند؟ چون كار از محكم‌كاري عيب نمي‌كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي‌شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي‌شود چهارنفر زير يك چتر به‌ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي‌كشد؟ بيضي

چرا لك‌لك موقع خواب يك پايش را بالا مي‌گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي‌افتد

چرا دود از دودكش بالا مي‌رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

شباهت نون سوخته با آدم غرق شده چيه ؟هر دو تاشونو دير كشيدن بيرون


فرق باطري با مرد چيست؟ باطري اقلا يک قطب مثبت داره ولي مرد هيچ چيز مثبتي نداره

اختراعي که براي جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايي بعضيها رو غرق مي‌کنن؟ يه غواص ميره در مي‌زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي‌هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ‌گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي‌كند چيست؟ مورچه‌اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي‌شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي‌نويسم: «لطفاً بچرخانيد

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي‌روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي‌دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي‌شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

نوشته شده در 88/04/20ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط فرشاد| |
گضنفر جان سلام !ما اینجا حالمان خوب است . امیدوارم تو هم انجا حالت خوب باشد .

این ناما را من می گویم و جعفر خان کفاش برایت مینویسد .بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند،آروم آروم بنویس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند.

وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم.پدرت توی صفحه حوادث خوانده بود که که بیشتر اتفاقا توی 10 کیلومتری خانه ما اتفاق می افته.ما هم 10 کیلو متر اینور تر اسباب کشی کردیم.اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روزنامه بدهد .آدرس جدید هم نداریم .خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست .پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل اگه خواستن بیان اینجا به همون آدرس قبلی بیان.

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست همین هفته پیش دوبار بارون اومد،اولیش4 روز طول کشید ،دومیش 3 روز .ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید .

گضنفر جان ،آن کت و شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم .آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد.ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم و جداگانه توی کارتن مقوائی برایت فرستادم

پدرت هم کارش را عوض کرده.میگه روزی 800،900 نفر ادم زیر دستش هستن . از کارش راصیه الحمدالله. هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا ،چمنهای اونجا رو کوتاه میکنه و شب میاد خونه.

ببخشید معطل شدی .جعفر خان کفاش رفته بود دستشوئی حالا برگشت.

دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا.گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن .این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره ،اون هم دوتیکه است.بهش گفتم ننه من که عقلم به جائی قد نمیده .خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه را نپوشی.

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارق شد.هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره .فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بلاخره عمو شدی یا دائی.

راستی حسن آقا هم مرد!مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بندازن،حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبر می کند نفس کم آورد و مرد!شرمنده.

گضنفر جان برادرت تازگی ها توی تلویزیونش عاشق یه دختری شده هر روز موهاش را روغن کره می زنه میره روبروش میشینه حالا ما نمیدونیم این دختره از کجای تلویزیون برادرت اومده بیرون اصلا مال کدوم آبادی هست چشمم روشن ازش هم خواستگاری کرده من این نامه را یواشکی با همدستی همین آقا جعفر خان کفاش که سواد داره ازش کش رفتم ما که چیزی نفهمیدیم فقط از بعضی حر فاش فهمیدم که یه سر وسری با هم دارند ببین تو که عقلت میرسه دستت به جائی بنده میفهمی آدرس این دختره گور به گور شده کجاست که برادرت داره از عشقش میمیره فهمیدی زود خبرمون کن تا یه گندی دور از چشم ما بالا نیاوردند تا با عمو ها و دائی ها ت بریم خواستگاریش.

تازگيا خيلی باهات حال ميکنم .... راستياتش يه جورايی ميخوامت ...
خداييش از همشون با مرام تری ...
حداقلش اينه که جواب سلاممونو ميدی ... کلاس نميزاری واسمون !
امشبم مثل هر شب تو فقط آنلاينی ...
کره خر تو مگه کار و زندگی نداری که همش آنلاينی ؟
ميدونی چيه من تو کف اون سرعت تايپتم ... ايول داری به مولا ...
ولی يوخده بی احساسی ... ! ديشب کلی برات قلب فرستادم ... ولی جواب ندادی ...
افغانی که لقت نميکنيم !
امشب ميخوام مختو بزنم .... ميخوام مادر بچه هام شی !
اگه زيد داری بگو ... با من روراس باش آبجی ... نرفست مارو دوونبال نخود سيا ...
بد جوری مارو گذاشتی تو خماری ... ولی ميدونم که دلت با منه ...

اگه دلت با من نبود که هرشب بهم نميگفتی :
Hi ghazanfar_ kocheke, I am an automated robot and I''m here to help you get familar with Yahoo! Messenger. Type some text in the window below and click ''SEND'' to talk to me

همین دیگه ..خبر جدیدی نیست

قربانت..مادرت.

راستی:گضنفر جان خواستم برات یه خورده پول پست کنم،ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم.

نوشته شده در 88/04/19ساعت 3:40 بعد از ظهر توسط فرشاد| |
براي من فرقي نميكنه ديوار آشپزخونه چه رنگي باشه
يعني : تا وقتي كه آبي، سبز، زرد، صورتي، مشكي، يشمي، خاكستري، عنابي، سفيد و ... نباشه اشكالي نداره

اين يه كار، مردونه است
يعني : تو اين كار هيچ منطق درستي نيست و تو هم سعي نكن دليلي برايش پيدا كني

ميخواهي تو درست كردن شام كمكت كنم؟
يعني : پس چي شد اين شام ؟ چرا رو ميز آماده نيست

چه فكر خوبي !
يعني : اين كار شدني نيست و من كل روز رو برات كركري مي خونم وحالت رو مي گيرم .

بله عزيزم يا حتما حتما
يعني : اين يكي اصلا معني نداره و چون شرطي شده ام از دهنم پريده

زنم منو درك نميكنه !
يعني : همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و ديگه خسته شده

ماجرايش طولانيه و سر فرصت برات تعريف مي كنم
يعني : اصلا خودم هم نفهميدم چي شد

من اخيرا'' خيلي ورزش مي كنم
يعني : باتري كنترل از راه دور تلويزيون تمام شده

دسپتخت تو مثل دستپخت مادر مرحومم مي مونه
يعني : تو هم كه غذا رو مي سوزوني

كمي استراحت كن عزيزم خسته شدي!
يعني : بابا اين جارو برقي رو خاموش كن مي خوام فيلم ببينم

چه جالب!
يعني : آخ كه چقدر حرف مي زني

عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره !!
يعني : باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش كردم و كادو نخريدم

اين واقعا'' فيلم خوبيه !
يعني : تو اين فيلم پر از بكش بكش و بزن بزن و ماشين سواريه

من براي اين كارم دليل دارم
يعني : بذار فكر كنم ببينم چه دليلي مي تونم براي اين كارم پيدا كنم

منظورت چيه؟ تو كه لباس داري؟
يعني : يادت رفته چهار سال پيش براي خودت لباس خريدي؟

ما تو كار خونه با هم مشاركت مي كنيم
يعني : من ريخت و پاش مي كنم او جمع و جور مي كند

نوشته شده در 88/04/18ساعت 1:28 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
توي آمريكا، با هم مسابقه ميدن!

توي فرانسه، همه همزمان شروع به حرف زدن مي‌كنن!

توي ايتاليا، در مورد مد عينك و لباس جديدشون بحث مي‌كنن!

توي آلمان، درباره سياستهاي دولت حرف مي‌زنن!

توي پاكستان، يه باند قاچاق ترياك تشكيل ميدن!

توي عراق، براي حمله به سربازهاي آمريكايي نقشه مي‌كشن!

توي افغانستان، اگه پول نداشته باشن كار مي‌كنن و اگه پول داشته باشن مي‌خوابن!

توي آذربايجان، يه بطري آب پرتقال مي‌خرن و با هم مي‌خورن!

توي مصر، ميرن يه جا مي‌شينن قليون مي‌كشن!

توي امارات متحده عربي، ۴ نفرشون دست مي‌زنن و يه نفرشون مي‌رقصه!

توي روسيه، از همديگه رشوه مي‌گيرن!

توي ژاپن، هيچوقت ۵ نفر دور هم جمع نميشن! چون هميشه حداقل ۳ نفرشون كار دارن!

توي هند، يا با همديگه مي‌رقصن و يا ميرن سينما و رقص تماشا مي‌كنن!

توي كوبا، هر وقت ۲ نفر يا بيشتر يه جا جمع بشن از كاسترو تعريف مي‌كنن!

توي سوريه، از ترس بلافاصله از همديگه جدا ميشن!

توي كره جنوبي، با هم يه شركت راه ميندازن و يه كالاي ژاپني رو كپي مي‌كنن!

توي مكزيك، دو نفرشون دوئل مي‌كنن و يه نفرشون ناظر دوئل ميشه و دو نفر ديگه هم گيتار مي‌زنن!

توي ايران، يا پشت سر بقيه غيبت مي‌كنن يا روزنامه راه ميندازن يا يه جلسه سخنراني ترتيب ميدن يا به يه جلسه سخنراني حمله مي‌كنن يا از حرف زدن و سوتي‌هاي همديگه ايراد مي‌گيرن يا يه نفرشون رو ميذارن وسط و ۴ نفرشون متلك بارونش مي‌كنن يا الكي مي‌خندن يا يه پيتزا فروشي باز مي‌كنن يا بدون هيچ صحبتي مي‌ايستن و چشم و سرشون رو مي‌چرخونن و مردم رو مي‌چرن يا يه شركت كامپيوتر و اينترنت راه ميندازن يا ميرن يه چت روم توي ياهو مسنجر مي‌سازن يا يه وبلاگ دسته‌جمعي مي‌سازن يا گروه اينترنتي راه ميندازن!

نوشته شده در 88/04/18ساعت 1:24 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
قطعاً خير. هرچند به دفعات ثابت شده که اين درک، بستگي بالايي به ميزان فروش طلا فروشي سرکوچه و درجه سورپرايز شدن خانم دارد.


ديالوگ غير منتظره: "واي! دقيقاً همون انگشتري که مي خواستم، از کجا فهميدي؟ نکنه تو دعواي ديشب لو دادم؟!".


آيا طلا فروشها از هر جنسي حداقل دوتا مي آورند؟


حتماً. دليل اين موضوع براي انگشترهاي نامزدي و عروسي واضح است. اما گوشواره، النگو، گردنبند، مچبند، پابند، سربند، زانوبند، چشم بند و هرچيز ديگري که شوهر شمسي خانم هوس کند براي همسرش بخرد، بايد دوتا باشد. چون شوهر زري خانم همسايه هم فرداي همان روز بايد هوس کند که لنگ? آن را براي همسرش بخرد.


آيا حيوان خانگي مزاحم است؟


حيوانات خانگي سرو صدا مي کنند، کثيف مي کنند، خانه را به هم مي ريزند و مسبب 437 نوع بيماري هستند، به شرطي که خانم خانه موافق نباشد. و در صورتي که خانم متوجه گوگولي مگولي بودن حيوان زبان بسته داخل سطل زباله کوچه بشود و اين زبان بسته جويدن دسته چک شوهرشان را به شکل با مزه اي انجام دهد، حيوانات باعث گرمي و نشاط جو خانه و چند صد موهبت ديگر خواهند شد.


آيا آقايان بد رانندگي مي کنند؟


نتيجه گيري با خودتان:


-يواش تر برو با اين رانندگي ات، خوب يه ذره زودتر راه مي افتادي!


-نمي توني سريعتر بري؟ کاش بهت نمي گفتم ديرم شده!

نوشته شده در 88/04/18ساعت 1:21 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
الان میخوام براتون یه نوع مکالمه تلفنی رو بگذارم که امیدوارم خوشتون بیاد

 

- الو سلام..ببخشيد...
- آقا اشتباه گرفتيد
- نه برادر شما اجازه بده سخن من منعقد بشه . من هنوز نگفتم ‘ب’ شما ميگي بفرمائيد گم شيد
- اِ …تو از كجا فهميدي؟
- از روزنامه پخش شد فهميدم.
- اسمت تو روزنامه بود؟
- آره
- پس دانشگاه قبول شدي
- آره . ولي اسمم رو به جاي غضنفر جهان پهلوان نوشتن رقيه پروانه دوست . چقدر كم سوادن. تو چي ؟ قبول شدي؟
- بعله كه قبول شدم ، منتهي 6 دفعه اس كه دارم اسامي رو مي خونم ولي اسمم رو هنوز پيدا نكردم
- راستي ساعت چنده ؟
- قابل شما رو نداره
- اختيار دارين
- نه نداريم.تموم كرديم...
- خدا رحمتتون كنه
- قربان شما.. لطف دارين
- بله داريم.. چند كيلو مي خواين؟
- ای بابا. دل خوش سیری چند! دلم خیلی تنگه
- چي جوري؟
- خب كاري نداره.. آب كه سر بالا بره قورباغه مرغ سحر ميخونه
- حالا كيلو چند هست؟
- چي ؟ مرغ سحر ؟
- نه بابا، بليت كنسرت قورباغه هه
- آخه مرد حسابي قوررباغه مگه پلنگه كه كنسرو داشته باشه!
- داشته باشه يا نداشته باشه مهم نيست . جهيزیه رو كي آورده كي برده ؟ من خودشو مي خوام.
- آخر نگفتي چنده ها
- چي ؟ بليت كنسرت قورباغه هه؟
- نه بابا، ساعتو ميگم
- عرض كردم كه متری ۲۰۰۰ تومنه
- چه خبره ؟ مگه قيطريه اس ؟
- نه قطره اي نيست . آبياري بارانيه
- هوا شناسي كه گفته بود آفتابيه
- خب آفتابيش رو هم داريم منتها براي شما ذره بيني مناسبتره
-برو بابا ديوونه...
- مگه من چمه …پسر به اين گلي.
- كجات گله ؟ فقط هيكلت مثل گلدون ميمونه. آخه ننه بابات با چي دلشونو خوش ميكنن
- با شامپو گلرنگ

نوشته شده در 88/04/18ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
پارچه‌ مي‌خريم ‌(تترون‌ راه‌ راه)، به‌ خانه‌ مي‌بريم‌.
پيژامه‌قبلي‌ را كه‌ مادرتان‌ دوخته‌ روي‌ پارچه‌ گذاشته‌ آنرا مي‌بريد. به‌ خاط‌ر داشته‌ باشيد كه‌ پارچه‌ را دو لايه‌ كرده‌ باشيد. قبل‌ از اينكه‌ قسمت‌ كشدار را ببري‌، سه‌ چار انگشت‌ جا بذار، چون‌ بعد بايد خم‌ شود تا كش‌ رد شود. اين‌ را براي‌ همه‌ لبه‌ها بكن‌.
پيژامه‌ قبلي‌ را برداشته‌ در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته‌ نشود. نخ‌ سوزن‌ آورده‌ پارچه‌را كوك‌ بزنيد. (كوك‌ زدن‌ يعني‌ رد كردن‌ موقت‌ نخ‌ از لاي‌ پارچه‌) از لاي‌ در سرك‌ بكشيد تا مادر بزرگتان‌ از راه‌ سر نرسد (چرخ‌ خياطي‌ مال‌ مادر بزرگ‌ است‌).
بعد از دوختن‌، نوبت‌ كش‌‌اندازي‌ است‌. كش‌ را مي‌اندازيم‌، به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ سنجاق‌ قفلي‌ را به‌ سر آن‌ گره‌ زده‌، كشان‌ كشان‌ از سوراخ‌ كمر پيژامه‌ عبور بدهيد. يادتان‌ باشد سنجاق‌ قفلي‌ را پس‌ از خاتمه‌ كار به‌ چارقد مادربزرگ‌ ارجاع‌ دهيم‌.

نكات‌ مهم
1- براي‌ جلوگيري‌ از عدم‌ سايش‌ سرزانوها، از چهار دست‌ و پا رفتن‌ بپرهيزيد.
2- در صورت‌ پاره‌ شدن‌ كش‌، پيژامه‌ سقوط‌ خواهد كرد.
3- حضور در اماكن‌ عمومي‌ با پيژامه‌ خلاف‌ شئونات‌ اجتماعي‌ است‌.
4- پيژامه‌ نيز مانند مسواك‌ و عينك‌، از لوازم‌ شخصي‌ شماست‌، از تعارف‌ آن‌ بپرهيزيد.
5- قبل‌ از اينكه‌ پيژامه‌ قبلي را روي‌ پارچه‌ بگذاريد، كش‌ آنرا خارج‌ كنيد تا كمرش‌ تنگ‌ نشود.

نوشته شده در 88/04/16ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
هر کجا هستم، باشم به درک!


من که بايد بروم!


پنجره، فکر، هوا، عشق، زمين، مال خودت!


من نمي دانم نان خشکي چه کم از مجري سيما دارد!


تيپ را بايد زد!


جور ديگر اما...


کار را بايد جست.


کار بايد خود پول


. کار بايد کم و راحت باشد!


فک و فاميل که هيچ...


با همه مردم شهر پي کار بايد رفت!


بهترين چيز اتاقي است که از دسته چک و پول پر است!


پول را زير پل و مرکز شهر بايد جست!


سيد خندان يه نفر!


سوئيچم کو؟ چه کسي بود صدا کرد زورو

 


تو زیبا... تو ماه... تو دوست داشتنی... تو مهربون... تو جذاب... ولی من چی؟ یه آدم خالی بند

نوشته شده در 88/04/16ساعت 11:31 قبل از ظهر توسط فرشاد| |
با توجه به اينكه اخيرا در برخي از خانه ‏هاي دانشجويي موش مشاهده شده است و موجبات سلب آسايش و آرامش و گاها رعب و وحشت دانشجويان عزيز را فراهم كرده است ، بدينوسيله نتيجه مطالعات و تحقيقات انجام شده جهت مقابله با موش به شرح زير اعلام مي‏گردد. به محض مشاهده موش در اتاق ، يكي از اقدامات زير را انجام دهيد :

بند 1- روش كاملا دانشجويي : پس از هماهنگي با هم اتاقي‏هايتان با كشيدن يك جيغ بلند ، دسته جمعي در را بازكرده از اتاق خارج شويد و ديگر هرگز به آن اتاق بازنگرديد ................

بند 2- روش سرخپوستي : مقداري وسايل قابل اشتعال وسط اتاق جمع كرده ، آتش بزنيد تا موش با دود آن خفه شود . سپس موارد بند (1) را انجام دهيد ................................

بند 3- روش معرفتي : به موش بگوييد در صورت عدم خروج وي خودكشي خواهيد كرد . اگر با معرفت باشد از اتاق خارج خواهدشد . در غير اين صورت موارد بند (1) را انجام دهيد ............................... .

بند 4- روش تعارفي : به موش تعارف كنيد كه امشب را پيش شما بماند . احتمالا شرمنده شده و تعارف شما را نمي‏پذيرد . دزصورتيكه تعارف را پذيرفت بند (1) را اجرا كنيد................................ .

بند 5- روش قبيله گامبالا : تعدادي سلاح سرد تهيه كرده و به موش اعلان جنگ كنيد . در صورتيكه موش نامبرده حرفه‏اي بوده و اين حرف را جدي نگرفت بند (1) را انجام دهيد................................... .

بند 6- روش دموكراتيك : پس از شرح فوايد گفتمان براي موش ، از او خواهش كنيد اتاق را ترك كند . اگر موش قبول نكرد بند (1) را انجام دهيد .........................

بند 7- روش نه چندان دانشجويي : يكي از گربه ‏هايي كه دركوچه دنبال غذا مي‏گردند را براي شام به منزل خوددعوت كنيد . در صورت موفقيت گربه در خوردن موش ، از او بخواهيد از اتاق خارج شود . در صورت عدم موافقت گربه بدنبال راهي براي خارج كردن گربه باشيد ( مطلب نحوه خروج گربه به زودي منتشر مي‏گردد (...................................

بند 8- روش كمپينگ : در ميان دوستانتان هر كدام كه خانه ‏شان بهتر است را انتخاب كرده و به صورت دسته جمعي تا آخر ترم به خانه آنها برويد . در صورتيكه در خانه آنها هم موش مشاهده شد به بند (1) مراجعه كنيد.......................... . .

بند 9- روش روانشناسي : به كارهاي روزانه خود پرداخته و به موش بي ‏محلي كنيد . او احتمالا ناراحت شده و خارج خواهد شد. در صورتيكه اين هم جواب نداد راهي جز مراجعه به بند (10) براي شما باقي نمانده است......................................

بند 10- روش فاشيستي : مقداري از كباب سلف دانشگاه را در مسير او قرار دهيد تا از آن بخورد . اين روش احتمال خطا ندارد . موش حتما خواهد مرد و اصلا نيازي به مراجعه به بند (1) نداريد

نوشته شده در 88/04/16ساعت 11:23 قبل از ظهر توسط فرشاد| |