تبليغاتX

FreeCod Fall Hafez

قبله گاه - انواع خر!!!!

قبله گاه

طنز با طنز

خـــــــــرخاكي
گزارشگر: خرخاكي با شما چه نسبت و تناسبي دارد ؟
خر : خرخاكي با ما نه نسبتي دارد و نا تناسبي و چون او جانوريست ناتوان و گمنام و بي عرضه و بي شخصيت و بي فرهنگ ، خودش خودش را به خران چسبانده اسن تا بدين وسيله بخيال خام خويش شهرت و آوازه و جاه و جلالي پيدا كند، همانگونه كه مثلاً گربه ها خودشان را به شير و پلنگ مي چسبانند و ميگويند ما از يك خانواده هستيم يا چغندر و زردك خودشانرا از ميوه جات مي شمارند.

نجابت كــــــره خران
گزارشگر : اينكه ميگويند ؟
كره اسب از نجابت در تعاقب ميرود كره خر از خريت پيش پيش مادر است
خر : اولا پس و پيش راه رفتن كره اسب و كره خر مربوط به خريت و نجابت كره خرها نيست و هر چه هست مربوط به مادر خانمهاي خر است و ثانياً پيش رفتن كره خر و در تعاقب رفتن كره اسب خريت اولي و نجابت دومي نيست بلكه چون خر خانمهاي رنجبر و زحمت كش به كره هاي خود علاقه دارند و هميشه در تربيت آنها ميكوشند و پيوسته ميخواهند كره هاي خود را زير نظر داشته باشند از اين رو خودشان آنها را جلو مي اندازند تا هم مراقب كردار و رفتارشان باشند و هم آداب و رسوم خركي را به آنها بياموزند و از اين جاست كه كره خرها زودتر از كره اسبها از مكتب مادر فارغ التحصيل ميشوند.

مـــــزاحمت خر مگس
گزارشگر: يكي از مأموريتهايي كه به من داده شده و خيلي هم سفارش كرده اند كه باشما در ميان بگذارم موضوع خرمگس و مزاحمتهاي پيگير و بي امان اوست و همان طور كه مي دانيد اين جانور خونخوار از آغاز تاريخ خريت تاكنون مزاحم خران بوده است و تنها وسيله ايكه خران براي دفاع از خرمگس دارند دو گوش و يك دم است و گاهي هم از كله و پاها استفاده مي كنند ولي اين وسايل دفاعي هنري ندارد و خيلي نارسا و ابتدايي مي باشد و تازه وقتي خران بخواهند خرمگسي را از خود دور كنند بايد چنديدن بار دم خود را مانند شلاق بر پشت و پهلوي خويش بكوبند و هميشه در جنگ با خرمگس خود خران بيش از آنها رنج مي برند و زيان مي بنند و خسارات و تلفات مي دهند و گذشته از اينها دم و گوش به تمام نقاط بدن نمي رسد و گردن و گرده و زير شكم و مصالح زير ناف و آنتن زميني و چشمها همه بلادفاع مي ماند و خرمگسها همانند توپ و تانك و بمب و موشك به مناطق بي دفاع خران بيچاره يورش مي برند و تا آخرين قطره خون خوشمزه آنها را مي خورند و خران گاهي از شدت درد مجبورند كه بخوابند و خرغلطي بزنند كمي احساس دردشان كمتر شود. ولي همه اين تدابير موقتي است و بايد به دنبال چارة اساسي مي بود.

عـــرعـــــر بهاري
گزارشگر : اينكه مي گويند خر آن است كه در زمستان عرعر كند وگرنه در بهار هر خري عرعر مي كند، يعني چه؟
خر : يعني خر خران و خر حسابي آن خري است كه حرفش يكي باشد و در تمام اوضاع و احوال و شرايط و در خوشيها و سختيها و در صلح و جنگ و در عزت و ذلت و در تهي دستي و توانگري و در هر پرده و نقشي كه هست عوض نشود و همانگونه كه هست خر بماند.
مثلاً عرعر كردن و جفتك انداختن نشانه جواني و نشاط و نيرومندي و بي نيازي است ولي در فصل بهار كه همه جا و همه چيز مشك آميز و نشاط انگيز و نيرو بخش است و به هر كجا كه نظاره كني شبدرها و يونجه ها و چمنها و علفهاي وسوسه گر چشمك مي زنند و رنگ سبزشان زنگ غم از دل ميزدايد و نسيم جان بخش بهاري همه را به رقص در مي آورد و خران پير و مو سفيد و كره خران نارس و خام و خران جوان و نيرومند و بسياري از آدميها همه و همه خواه و ناخواه عرعر ميكنند و جفتك مي اندازند و خران پير و جوانان با هم مسابقه مي دهند.
ولي در فصل سرما و زمستان و سرما و برف و يخبندان شسكت ناپذير بر همه چيز يورش برده و تمام خرميها و زيبايي ها و اميد و آرزوها را به تاراج مي برد و نفس كشيدن و درد گرسنگي كه از هر عشقي سخت تر و دردناكتر است همه را ميگزد و مي آزارد و هر كسي فقط در انديشه تپه كاهي و طويله گرمي و تخته پهن نرمي است و اگر خري مستانه كند و باز نشاط و نيروي بهاري داشته باشد خر خران و خرحسابي خواهد بود.

خــــران عينكي
گزارشگر : آيا خران هم از عينك و سمعك و عصا و دندان مصنوعي و چشم و دست و پاي مصنوعي استفاده مي كنند يا خير؟
خر : نه ، خران اين گونه ظاهرسازيها استفاده نمي كنند. زيرا ريا مي شود.

خــــر شدن آدمها
گزارشگر: آيا از اينكه بسياري از آدمها خر يا هر حيوان ديگري مي شوند شما احساس غرور مي كنيد ؟
خر : هرگز ، بلكه خيلي هم شرمسار و سرافكنده و خشمگين مي شويم و هيچ خري و هيچ حيوان ديگري حاضر نيست آدمهاي ننگين و آلوده و پس زده و رانده شده را پناهندگي بدهد و از خود بشمارد و اينها بجر بدنامي و تباهي و روسياهي سودي ندارد و يكي از ستمهاي بزرگ و پرونده هاي ننگين آدميها همين است كه گروههاي گوناگوني از خودشان را كه مطرود و منفور و ملعون هستند آنها را به حيوانات پاك و بي آلايش مي چسبانند گروهي را به خر و حيوانات ديگر مانند بوزينه ، گاو ، خس ، ميمون ، عنتر و بچه هايشان را به كره خر و گوساله و كره بز و توله سگ صدا مي كنند و گمان مي كنند مي توانند با اين حرفها خودشان را تبرئه كنند در صورتي كه نمي دانند كه اين حرفها روح لطيف ما را به شدت مي آزارد و با احساسات ما بازي مي كنند و شخصيت ما را زير سؤال مي برند.

آدميهــــا در نظر خــران
نويسنده : شما خران ، آدميها را چگونه تي بينيد ؟
خر : همانگونه كه آدميها ما را مي بنند و تازه قدري هم بدتر ، زيرا ما هم از غذا خوردن و اطاقهاي بدبو و تخت خواب هاي كثيف و لباسهاي آنها بدمان مي آيد و همچنين از شكل و شمايل و راه رفتن و خنديدن و گريه كردن و اخم كردن و ژست گرفتن و همه چيز آنها بدمان مي آيد و از نظر ما مسخره است و اگر خري بتواند تقليد آدمها را بكند واقعاً خر است. زيرا ما از آنها خيلي خوش تيپ تر و تميز تر هستيم.
مثلاً اگر خري بر سر يك ديگ آش شعله زرد و يا حليم يا كله پاچه و سيرابي بنشيند و يك قاشق به اين دست و يك چنگال به دست ديگر بگيرد و آشها را به سر و سبيل و پرو پاچه و سمب و پالان خود بريزد يا خري برود پشت بند و روي تخت خواب فنري و زير پتوي مخمل بخوابد يا خري عينك دودي بر چشم و و عصا در دست و سقز در دهان و اطو كشيده و مانند مجسمه آهسته آهسته قدم برداردو همه جا و همه كس و همه چيز را ديد بزند و از همه جا نقشه برداري كند و فيس و پيس بيايد و به كره خران ماده ديد بزند و به آنها متلك بيندازد يا با آنها دوست شود و دم به دم خانه شان مزاحم شود و با هم قرار بگزارند و به كافي شاپ و پيتزا فروشي برود يا در پشت اينترنت چت كند و همه اوقات چشمش به دنبال كره خران ماده ديگران باشد. همه همه اين چيزها از نظر خران خرصفت خنده دار است و جامعه خران اين گونه صفات و چيزها را نمي پسندد.

استخوان خوردن خــــر
نويسنده : استخوان خوردن خر و علف خورند سگ يعني چه ؟
خر : يعني منظره تماشايي و خنده آور بوجود آوردن و كار و كوشش بيهوده نمودن و بهره اي نبردن مانند دهاتي شهري شدن و شهري دهاتي شدن و زن به جاي مرد نشستن و پيران ژست جوانان گرفتن و جوانان ژست پيران گرفتن و رفتگر پزشك شدن و مهندس عمله شدن و عمله ها مهندس شدن /، اصلاً اي بابا شما از يك خر زبون نفهم چه توقعاتي داري بي خود نيست كه به ما مي گيند خرِ نفهم !

پيام خــــر
گزارشگر : آقاي كله خر شما اگر پيامي داريد براي آدميها ، لطفاً عرعر كنيد؟
خر : چون ما با آدميها در حال جنگ و مبارزه هستيم و هميشه انسانها از ما عين خر كار مي كشند ، هيچگونه رابطه با آنها نداريم و سلام پيام معنا ندارد و فوري بلندگوها و دستگاههاي تبليغاتي آنها بكار مي افتد و از همين سلام و پيام ما سوء استفاده ها خواهند كرد و پس بهتر است سنگيني و متانت و خريت ما حفظ شود و انسانهاي كره خر هميشه به دنبال اين باشند كه منت ما را بكشند.

زبـــان خــــر
نويسنده : خران به چه لغت و چه زباني سخن مي گويند ؟
خر : خران سراسر گيتي بر خلاف آدميها كه چندين هزار لغت و زبان و لهجه دارند و غالباً زبان يكديگر را نمي فهمند و همگي سعي به صحبت كردن تهروني مي كنند ، يك زبان و يك لهجه و يا لغت بيش ندارند و آنها بسيار آسان و ساده است و فقط به يك كلمه عرعر خلاصه مي شود و هر كسي به آساني مي تواند آنرا بياموزد و اغلب بچه هاي آدميها وقتي به ما مي رسند به اين زبان با ما سخن مي گويند و مانند كره خران عرعر مي كنند و همچنين مردان بي تربيت و مست عربده مي كشند و نكته بسيار جالب اينكه تمام خران دنيا به يك زبان صحبت مي كنند و هيچ احتياجي به مترجم و كتاب لغت و ديكشنري و حيم و كلاس رفتن و اين همه خرج ندارند.

خـــر و درخت عـــرعر
گزارشگر : خران با درخت عرعر چه خويشاوندي دارند ؟
خر : ما هيچگونه خويشاوندي نسبتي با درخت عرعر نداريم و حتي برگ اين درخت را هم نمي خوريم حالا چرا نام خركي روي اين درخت گذاشته اند ما هم نمي دانيم چر ، ولي از آنجائيكه آدميها در قضاوت هميشه حقو باطل و سنجش نيك و بد و تشخيص خير و شر روي خران و همه حيوانالت را سفيد كرده اند گمان مي كنم چون اين درخت ميوه شيرين و برگ و گل زيبا و ساية روح انگيز براي آنها ندارد و از او بدشان مي آيد نامش را درخت عرعر گذاشته اند ولي ما به همه اينها زياد فكر نمي كنيم و همه اين كارها را از خريت آنها مي دانيم.

اعتيادات خــــران
گزارشگر: خران به چه چيزهايي معتاد هستند و چه چيزي مي كشند ؟
خر : خران به چيزي معتاد نيستند و نه مشروب هفت پلوان مي خورند و به شامپاين و شراب انگور شاني. همچنين آنها چائي ، قهوه ، آدامس ، قليان ميوه اي ، چوپوق ، پيپ ، سيگار ، وافور ، شيره ، بنگ ، هروئين ، كوكائين ، ال اس دي و غيره استفاده نمي كنند و اهل مجالس شب نشيني و رفقاي بي باب ، قمار ، پاسور و خانم بازي نيستند.
خران از كشيدنيها فقط بار مي كشند و گاه گاهي خميازه و خمپاره به ياد آزادي و استقلال از دست رفته مي زنند. البته خران به يك چيز معتاد هستند كه آنها اين است كه هر وقت و هر كجا شاش و پشكل خر ديگري را مي بينند همچون هروئيني ها بو مي كشند و نشه مي شوند و گويا از عطر و بوي يار استشمام مي كنند و مانند آدمهاي عزب اقلي كه به عكسهاي چنين و چنان و به فيلمهاي بي ادبانه دلخوش هستند و با ساية عكس معشوق عشق بازي مي كنند آنها هم از دور به نظاره كردن و بو كردن و آب دهان مزه مزه كردن قناعت مي ورزند.

نوشته شده در 88/04/12ساعت 3:24 قبل از ظهر توسط فرشاد| |